حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٦٧٤ - شيخ عبدالعلى كني ١ معروف به آقا بزرگ
نمىزنم و يا اگر حرف بزنم ملايم صحبت ميكنم طلبه ناشناس اظهار كرد بالاخره بايد فكرى كرد گلپا [يگانى] گفت فعلًا نميشود در امور آنها كارى كرد و امور داخلى را من مايل هستم و اگر با شريعتمدارى صحبت كنيم و او مطابق نظر دولتىها نظر بدهد چكار كنيم من نمىدانم اقدام كنم گلپايگانى گفت من مكرر با شريعتمدارى مشورت داشتهايم ولى ايشان گفته است من بايستى با رفقاى تهرانم مشورت كنم امكان دارد رفقاى تهران ايشان فاسق باشند يا دستگاهى باشند وى افزود در موضوع تلگراف اروندرود مسلم دولتيها ميخواستند تلگراف شود حتى سازمان با اينكه با ما بد است تذكر داد و مسلم اگر با شريعتمدارى صحبت مىكرديم مىگفت بايد تلگراف كنيم پس ما نمىتوانيم با او مشورت كنيم و از قول مهدى گفت ما مثل پرنده شدهايم از اينجا برميدارند بآنجا مىنشينم و هركس از ما را از محلهاى خود بردارند ما آنرا بمحل بهترى ميفرستيم مثلًا سيد ابوطالب[١] را از آباده برداشتند چونكه از طرف ما بوده و ما هم فورا او را فرستاديم تهران و اكنون در مسجدى در تهران است كه وضعش از آباده بهتر است.
گلپايگانى اين اقدامات را از طرف شريعتمدارى مىبيند و معتقد است نمايندههاى او را شريعتمدارى معرفى ميكند و گلپايگانى و عوامل وى به فلسفى چنين فهماندهاند كه اينكارها از طرف شريعتمدارى صورت ميگيرد. و بايستى فلسفى را متوجه ساخت كه به مطالب ظاهرى اشخاص توجه نكند و بايستى خود مسائل را بشكافد. گلپايگانى باينوسيله قصد خراب كردن شريعتمدارى را دارد و با او باطنا روابط حسنهاى ندارد.
نظريه رهبر عمليات: مفاد گزارش صحت دارد. شراره
نظريه امنيت داخلى: صحيح است ملاقات رضوانى پيشنماز فريدونكنار باين ساواك و به
نمايش تصوير
[١] مقصود، مرحوم آقاى سيدابوطالب محمودى است.