حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٥٩٢ - موضوع اظهارات گلپايگانى و سيدمهدى
شما مدرسه را خراب كنيد و از نو درست كنيد كه اگر سرم را ببريد حاضر نيستم خراب كنم زيرا ممكن است دولت از ساختمان آن جلوگيرى كند و بگويد ميخواهيم فلكه درست كنيم و شما برويد محل ديگر مدرسه بسازيد.
علمالهدى گفت ما سه تا علمالهدى هستيم يكى خودم يكى جواد علمالهدى و يكى هم آن يكى و اضافه كرد هر وقت مرا سازمان مىبرند مىگويند تو على علمالهدى هستى فورا من شناسنامهام را در مىآورم و مىگويم من محمد علمالهدى هستم و متوجه نمىشوند و افزود فلسفى مىگويد عجيب اين سازمان اشتباه مىكند كه اسامى افراد را نمىداند و شما شناسنامه قلابى مىبريد متوجه نمىشوند گلپايگانى مىگويد اين كار خداست كه اينها متوجه نشوند علمالهدى گفت من همين ايام نيمه شعبان دعوت داشتم به چند جا ولى به خاطر اينكه نيمه شعبان با چهارم آبان مقارن شده بود لذا هيچ كجا نرفتم براى اينكه به نفع آنها تمام نشود.
سپس شخصى به نام شيخ محمد حسين كه از تهران آمده بود با گلپايگانى ملاقات مىكند و گلپايگانى مىگويد از اوضاع قم در تهران چه خبر شيخ محمد حسين اظهار مىكند صحبت از خزعلى بود و آقاى فلسفى مىگفت مگر محدوديت در منزل گلپايگانى است كه كافى[١] را براى سينما و رفتن منزل گلپايگانى گرفتهاند شيخ محمد حسين اضافه كرد و گفت فلسفى به آقاى مروى گفته كه من تلفن كردم به سازمان و در مورد كافى كه ممنوعالمنبر است صحبت كردم سازمان جواب داد كه كار كافى درست نمىشود زيرا او به تحريك سيدمهدى پسر گلپايگانى در منبر صحبت كرده.
سيدمهدى فرزند گلپايگانى گفت بله كافى را بردند به سازمان و به او گفتند تو چرا رفتى منزل
نمايش تصوير
[١] مرحوم شيخ احمد كافى واعظ مشهور در سال ١٣٠٥ در مشهد مقدس متولد شد دروس اوليه را در زادگاهش خواند سپس راهى نجف اشرف گرديد محضر شهيد آيتاللّه سيد اسداللّه مدنى را درك كرد و مدتى در دروس مرحوم آيتاللّه خويى حاضر شد پس از تحصيل راهى ايران شد و در تهران به وعظ و خطابه مشغول گرديد يكبار دستگير و مدتى در زندان قزل قلعه حبس گرديد پس از آزادى« مهديه» تهران را تأسيس كرد و با برنامههاى« دعا، روضه» و سخنرانى توانست در ميان عامه مردم، پايگاه و جايگاه وسيع پيدا كند مهديه تهران، ميعادگاه مشتاقان امام زمان( عج) گرديد و برنامههاى فوقالعادهاى نيز مانند تأسيس حسينيه و مهديه در شهرهاى ديگر، تأسيس كتابخانهها، تعمير و تأسيس مساجد، رسيدگى به زندگى بيش از پنج هزار خانوار فقير در تهران، از جمله كارهاى وى بود در اواخر حكومت پهلوى، سه سال تبعيد به ايلام و دورى از مركز، آن مرحوم را بر آن داشت تا در اقصى نقاط مملكت نيز برنامههاى كلاسهاى اصول عقايد، تبليغ و ترويج ادعيه را دنبال كند همزمان با تحريم جشن ميلاد امام زمان( عج) از سوى امام خمينى( سلاماللّه عليه)، مرحوم كافى على رغم فشار ساواك، حاضر به برگزارى جشن ميلاد امام زمان نشد و به عنوان سفر راهى مشهد مقدس گرديد كه در بين راه، به صورت مشكوكى طى يك تصادف درگذشت. مراسم تشييع جنازه حجتالاسلام شيخ احمد كافى به تظاهرات ضد دولتى مبدل گرديد.
ر. ك: ياران امام به روايت اسناد ساواك شهيد آيتاللّه دستغيب- ص ٥٦٢. و هفت هزار روز تاريخ ايران و انقلاب اسلامى، ج ٤ صص ٨٧١- ٨٧٠.