حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٤٧٠ - موضوع آيتاله گلپايگانى
محمودى[١] در مسجد ما منبر رفت و يك كلمه حرف زد فورا او را به سازمان بردند و در سازمان دو عدد چك به او زدند اضافه كرد اين رئيس سازمان به صاحب چاپخانه (منظور سيد فضلاله طباطبائى است) گفته اصلًا اسم آقاى گلپايگانى را نبريد اصولًا اينها از اسم من بدشان مىآيد و هر كس اسم مرا ببرد او را اذيت مىكنند چون من از دستگاه ناراحت هستم حاضر نيستم با فرماندار ملاقات كنم اينكه مىگويند در فلان كار شركت كنيد (منظورش تقاضاى شهردار در مورد كمك به سد رودخانه است) من كه جزو مملكت نيستم كه به مملكت كمك كنم.
گلپايگانى به رضائى گفت شما به فرماندار بگو ايشان افسرده است و مىگويد من نماينده دستگاه را قبول نمىكنم و اضافه كرد اگر فرماندار هم به مركز بگويد آقا خيلى افسرده است و ما را قبول نمىكند ممكن است بعد يك نفر از دربار بفرستند و افزود كه فرماندار بايد گزارش خوبى بدهد و به تهران بگويد آقا ما را قبول نمىكند خودتان بيائيد يك استماعى بكنيد و ممكن است يك نفر از دربار بيايد و ما حرفهايمان را بزنيم و بگوئيم بايد اين سينما افتتاح نشود و آنچه حرف داريم در ميان بگذاريم.
گلپايگانى گفت همين مطلب بين مردم منعكس مىشود كه آقا كسى را قبول نكرد و از طرفى آقاى حكيم مىگويد بايد حكومت عوض شود ما كه نمىگوئيم حكومت عوض شود مهدى گفت ما مىگوئيم اين سينما نباشد گلپايگانى گفت پارسال عصار[٢] مىخواست بيايد ما او را راه نداديم. گلپايگانى افزود الآن سه نفر از نايبهاى من اينجا هستند و اينها را بيرون كردهاند من الآن از خمينى بدتر شدهام. سيدمهدى گفت بگذار چند شب ديگر راديو بغداد نوار آقا را بگذارد و جريان مدرسه فيضيه را بگويد كه به علت احساس فساد و خطر جلسه گرفته نشد آن وقت
نمايش تصوير
[١] منظور حجتالاسلام آقاى عبدالسيد محمودى بهبهانى است.
[٢] مقصود، عصار رئيس كل اوقاف و معاون نخست وزير وقت است.