حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٢٣٥ - درباره آيتاله سيد محمدرضا گلپايگانى
شماره: ١٣١٤/ ٢١ تاريخ: ١٧/ ٣/ ٤٨
ساعت ٣٠- ١٦ روز ١٥/ ٣/ ٤٨ محمد آسودگان به منزل سيد مهدى گلپايگانى تلفن زده و اظهار مىدارد شنيدهام كه آقاى يثربى روزنامه فرمان مورخه ١١/ ٣/ ٤٨ را تهيه و به شما داده است مطالبش چه بود سيدمهدى اظهار مىدارد مقاله خيلى مفصلى است و به قلم سردبير مىباشد حالا نكات مهمش را براى شما مىخوانم و اضافه مىكند كه عدهاى از ايرانيان رانده شده از كشور عراق نزد گلپايگانى و داخل پرانتز يا افراد متعصب به او رفته و مىگويند شما در اين موقع كه ايرانيان را شكنجه و آزار مىدهند تلگراف كنيد و گلپايگانى ميگويد من در اينجا وظيفه شرعى ندارد و ما نمىدانيم وظيفه شرعى جز اين است كه اگر يك نفر مسلمان را آزار دهند از او دفاع كرد مگر حسينبن على چه مىگفت جز اينكه در برابر اعمال بىشرمانه يزيد قدعلم كرد و تمام مقاله را براى آسودگان مىخواند. آسودگان اظهار مىدارد من آيندگان يكشنبه را خريدم چيزى نداشت سيدمهدى مىگويد آيندگان اسمى نبرده بود و آقا را معرفى نكرده بود من تهران كه بودم به روزنامه آيندگان تلفن زدم و به تلفنچى گفتم مىخواهم راجع به نوشتهاى در روزنامه صحبت كنم وصل كرد به اطاق گفتند اين نوشته را ساواك به ما داده آسودگان مىگويد چه حرفها مىزنيد همچنين كارى مىشود سيدمهدى قسم مىخورد به مرگ تو حقيقت است آسودگان مىگويد آن چيزى را كه در استوار براى شما نوشته بودند چكار كردند كه حالا شما را بدنام كنند سيدمهدى اظهار مىدارد آن چيز استوار با اين نوشته خيلى فرق دارد مردم مىفهمند امروز كه يثربى روزنامه را به منزل آقا آورد دست به دست مىگشت من قصد دارم به تهران بنويسم كه هزار نسخه تهيه كنند و در قم پخش كنم آنها كه به يك تلفن دستگاه يا خواهش به حكيم تلگراف مىكنند ديرى نخواهد گذشت كه رسوا خواهند شد. پردهها پس خواهد رفت شايد هم بهشان دستور دهند در چاپخانه
نمايش تصوير