لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٨٠ - مؤمن به تنهائي جماعت است
جماعتست قرينه اين معنى است كه چون مؤمن با حضور قلب نماز مىكند پس دل او بمنزله امام است و قوى و حواس باطن و ظاهر و اعضا و جوارح او بمنزله مامومينند كه بدل اقتدا مىكنند.
چنانكه منقول است كه حضرت سيد المرسلين ٦ شخصى را ديدند كه نماز مىكرد و با ريش خود بازى مىكرد فرمودند كه اگر اين مرد دل او به ياد خدا مىبود هر آينه اعضا و جوارح او خاشع مىبود به نحوى كه حق سبحانه و تعالى طلبيده است و اين معنى مجربست كه هر گاه دل با حق سبحانه و تعالى است در حالت قيام چشم او به موضع سجود است و دستهاى او در برابر زانوهاست و پاهاى او با فاصله رو بقبله است و گردن و بدن او راستست و آب دهن نمىاندازد و آب بينى نمىاندازد و هم چنين در ساير احوال چنانكه گذشت و اگر دل با حق سبحانه و تعالى نيست هر عضوى به جايى است و آن كه وارد است كه مؤمن به تنهايى حجت است يعنى در مسايل رجوع به او مىتوان كرد در فتوى يا اجتهاد و هم چنين در حكم و بعلم خود عمل مىتواند كرد و حديثى كه نقل كند اعتماد به آن مىتوان كرد چون مؤمن عادل است و فاسق مؤمن نيست چنانكه اخبار متواتره دلالت بر اين مىكند كه فرق است ميان اسلام و ايمان و به سبب فسق از ايمان بيرون مىرود و از اسلام بيرون نمىرود مثل حديث متواتر لا يزنى الخ يعنى زنا كننده در حين زنا مؤمن نيست و دزد در حين دزدى مؤمن نيست و شارب الخمر در آن حين مؤمن نيست، و آيات و احاديث در اين باب از حد حصر متجاوز است هر كه خواهد رجوع كند به ابواب ايمان و اسلام در كافى و محاسن و بصاير و كتب صدوق و غير آن از كتب عامه و خاصه كه در آنجاها مذكور است به مرتبه كه جاى شك نمىماند و جمعى از متكلّمين به تبعيت جمعى از عامه گفتهاند كه ايمان در لغت بمعنى تصديق است و اصل عدم نقل