لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٧٤ - نماز در مسجد
عليه كه پشتهاى هيمه بياورد و خانها را بسوزاند بر جمعى كه به نماز جماعت حاضر نمىشوند.
و كالصحيح منقولست از عبد اللَّه بن ابى يعفور از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه كه فرمودند كه حضرت سيد المرسلين ٦ اراده كردند كه بسوزانند جمعى را كه در خانهاى خود نماز مىكردند و به نماز جماعت حاضر نمىشدند پس مرد كورى آمد و گفت يا رسول اللَّه من چشم ندارم و بسيار است كه اذان مىشنوم و كسى بهم نمىرسد كه مرا به نماز جماعت حاضر كند كه با تو نماز كنم حضرت فرمودند كه ريسمانى به بند از خانهات تا مسجد و دست به ريسمان گير و به نماز جماعت حاضر شود، و در طرق عامه نيز در صحاح ايشان منقولست بنحو حديث سابق بر اين و با آن كه نماز جماعت سنّت باشد اراده سوختن ايشان را چند تاويل كردهاند.
يكى آن كه آن جماعت كه حاضر نمىشدند منافقان بودند و سوختن ايشان جايز بود، و ديگر آن كه ترك جماعت همه نمازها مىكردند حتى نماز جمعه و سوختن به اعتبار ترك جمعه بود.
ديگر آن كه محض تهديد و وعيد بود و جايز است تخويف.
ديگر آن كه سوختن دنيا غير سوختن آخرتست و واجب آنست كه بر ترك ان مستحق عقوبت آخرت شوند چنانكه در اذان گذشت و در ترك زيارت نبى خواهد آمد و اين معنى اظهر است اگر چه ممكن است اجتماع همه علل و اللَّه تعالى يعلم.
( «و قال صلوات اللَّه عليه و آله من صلّى الصّلوات الخمس جماعة فظنّوا به كلّ خير»)
و به اسناد سكونى از حضرت سيد المرسلين ٦ منقول است كه فرمودند هر كه نمازها را به جماعت كند به او گمان