لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٤٠ - باب المصلى تعرض له السباع و الهوام فيقتلها
جائى گذاشته است يا متاعش را فراموش كرده است و مىترسد كه اگر نماز را تمام كند و بطلب آن رود دزد برده باشد يا تلف شده باشد حضرت فرمودند كه قطع مىكند نماز را و متاعش را را ضبط مىكند گفتم كه اگر چهار پاى او در اثناى نماز بجهد و ترسد كه برود و به او نرسد يا تعب بسيار كشد در گرفتنش فرمودند كه باكى نيست كه قطع كند نمازش را و بگيرد آن را و شروع در نماز كند به آن كه بنا نهد بر آن اگر فعل كثير و استدبار و كلام واقع نشده باشد، و از سر گيرد اگر يكى از اينها واقع شده باشد.
و منقولست در قوى كالصحيح از حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه كه هر گاه شخصى نماز كند و به بيند كه طفلى متوجه آتش است يا گوسفندى داخل خانه شود و چيزى را فاسد مىكند حضرت فرمودند كه برود و طفل را نگذارد كه به آتش رود و گوسفند را بيرون كند و بنا بر آن نماز گذارد اگر سخن نگفته باشد.
(و ساله عمّار السّاباطىّ عن الرّجل يكون فى الصّلاة فيرى حيّة بحياله هل يجوز له ان يتناولها و يقتلها فقال ان كان بينها و بينه خطوة واحدة فليخط و ليقتلها و الّا فلا)
و در موثق منقولست از عمار كه گفت سؤال كردم از حضرت امام صادق صلوات اللَّه عليه از شخصى كه در نماز بوده باشد و ببيند مارى را در برابر خود آيا جايز است كه آن را بگيرد و بكشد حضرت فرمودند كه اگر ميان مار و ميان او يك گام باشد گام بردارد و آن را بكشد و الّا متوجّه آن نشود و اين حديث محمولست بر آن كه خوفى از آن نباشد يا اگر باشد چون فعل كثير مىشود نماز را قطع كند چون اگر يك گام است يك فعل است و كشتن يك فعل است بحد كثرت نمىرسد و حمل بر عدم ضرر اظهر است چنانكه در صحيح از محمد بن مسلم منقول است كه گفت سؤال كردم از