لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٠٠ - بررسي سهو النبي
خداوند تعالى سهو كنند ممكن است كه در تبليغ احكام الهى نيز سهو كنند زيرا كه نماز بر ايشان واجبست چنانكه تبليغ بر ايشان واجبست، و اين تتمّه را علماء شيعه ذكر نكردهاند ممكن است كه غلاة ذكر كرده باشند، و علما چنين گفتهاند كه در هيچ امرى سهو بر ايشان جايز نيست و اگر ممكن باشد سهو ايشان فايده رسالت منتفى مىشود و اعتماد از ايشان زايل مىشود.
و صدوق جواب گفته است كه اين مفسده بر ما لازم نمىآيد بلكه آن چه دليل عقلى دلالت مىكند امتناع سهو در تبليغ احكام الهى است زيرا كه شكى نيست در آن كه در بسيارى از امور انبيا و اوصيا با امّت شريكند مثل خوردن و آشاميدن و بيت الخلا رفتن و امثال اينها و در احوال مشتركه هر چه بر امت واقع مىشود بر آن حضرت ٦ نيز واقع مىشود و آن حضرت مامور بود به نماز مثل امّت كه نبى نبودند، پس چون سهو از وقايعى است كه در نماز واقع مىشود غير آن حضرت را پس اگر بر آن حضرت واقع شود منافات با نبوّت ندارد و حالتى كه مخصوص آن حضرتست رسالت است و تبليغ از لوازم نبوّت است و جايز نيست كه سهو در آن واقع شود كه اگر احتمال سهو در آن رود اعتماد نمىتوان كرد بر هيچ امرى چون محتمل است كه آن حكمى كه فرمايد سهو كرده باشد، و چون تبليغ رسالت از جمله عبادات مخصوصه به آن حضرت است جايز نيست كه با امّت شريك باشد بخلاف نماز كه از عبادات مشتركه است و به سبب نماز بندگى آن حضرت ظاهر مىشود اگر آن حضرت را خواب غلبه كند بىاراده او و از خدمت حق سبحانه و تعالى باز ماند ظاهر مىشود اقلا بر عوام كه آن حضرت خدا نيست زيرا كه كسى كه او را پينكى و خواب نيست آن خداونديست كه زندهايست كه هرگز نمىميرد و قيّوم است كه قوام وجود اشيا به اوست، و اگر لمحه او را غفلت حاصل شود عالم همه معدوم مىشوند و مع هذا سهو آن حضرت مثل سهو ما