لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤١ - هر كه يقين كند كه تكبير احرام را فراموش كرده است
تكبير احرام را تا داخل شود در نماز حضرت فرمودند كه آيا در نيّت او نبود كه تكبير بگويد گفتم بلى حضرت فرمودند كه نماز را تمام كند و اين حكم بنا بر آنست كه اكثر اوقات شك مىكنند و ظنى ضعيف حاصل شد ايشان را گمان مىكنند كه فراموش كردهاند لهذا حضرت فرمودند كه آيا قصد نداشت كه بگويد و هر گاه قصد داشته است البته گفته است، و وسواس مىگويد كه نگفته پس حمل مىكنيم بر آن كه آن شخص وسواسى بوده است و حضرت واقع را مىدانستهاند چنين فرمودهاند و اكثر اوقات وسواسيان را شك در تكبير احرام حاصل مىشود چنانكه مجرب است و بسيار است كه هزار مرتبه مىگويد و اعتقادش اينست كه نگفته است حتى آن كه يكى از صلحا باين بلا مبتلا شده بود و به نزد اين بنده آمد كه به فريادم رس كه هلاك شدم و نماز نمىكنم چون نيّت وضو مىكنم وسواس مىكنم تا آفتاب در مىآيد، و نماز ظهر و عصر چون وقتى دارد اگر وضو ساختم مدّتى گرفتار نيّتم و چون از آن فارغ شدم و تكبير گفتم اعتقادم اينست كه نگفتهام و تكبير مىگويم تا شام و هم چنين تا صبح گفتم كه اگر اعتقاد به گفته من دارى من نيت را نظر به تو واجب نمىدانم تو نيّت مكن و جواب حق سبحانه و تعالى بر من يا از اين قبيل عبارت گفته شد بعد از يك هفته آمد كه الحمد للّه كه از وسواس فارغ شدم امّا عباداتم همه بىنيّت است گفتم آيا مىدانى كه وضو مىسازى گفت بلى گفتم از جهت گفته كه مىسازى گفت حق سبحانه و تعالى گفتم نيت همين است و مبادا نيّت كنى كه مؤاخذ خواهى بود و الحمد للّه كه از وسواس خلاص شد، و اين تاويلات بنا بر آنست كه در صحيحه زراره و صحيحين ذريح و صحيحه على بن يقطين و موثقه كالصحيح عبيد و غير ايشان از ائمه هدى صلوات اللَّه عليهم منقولست كه هر گاه كسى فراموش كند تكبير احرام را اعاده مىكند نماز را و امثال اين اخبار دلالت مىكنند بر ركنيّت