لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥٤١ - دعا در فجر جمعه مستجاب است
به خود مىخواند كه آيا بنده مؤمنى نيست كه مرا بخواند از جهة آخرت يا دنيا پيش از طلوع صبح تا اجابت كنم دعاى او را و بر آورم مطالب دنيوى و اخروى او را، و كنايه است از آن كه مىبايد بندگان هر حاجتى كه داشته باشند از كارهاى دنيا و عقبى از خداوند خود بطلبند چنانكه در آيات بسيار امر به دعا فرموده است، آيا بنده مؤمنى نيست كه پيش از طلوع صبح بر خيزد و توبه و بازگشت كند بسوى من از گناهان خود تا توبه او را قبول كنم و گناهان او را بيامرزم آيا بنده مؤمنى نيست كه روزى او را تنگ كرده باشم و پيش از طلوع صبح از من سؤال كند كه روزى او را زياده گردانم تا زياده كنم روزى او را و فراخ كنم روزى او را بر او، آيا نيست بنده مؤمنى كه بيمار باشد و از من سؤال كند پيش از طلوع صبح تا او را شفا دهم، آيا نيست بنده مؤمنى كه در زندان و غم باشد و پيش از طلوع صبح از من سؤال كند كه او را از حبس و غم رهايى دهم تا او را رهايى به خشم، آيا نيست بنده مؤمنى كه بر او ستمى كرده باشند و پيش از طلوع صبح از من سؤال كند كه داد او را از ظالم او بگيرم تا داد او را بگيرم و حق او را به او رسانم، حضرت فرمودند كه هم چنين اين ندا از حضرت ربّ العزة مىرسد پى در پى تا طلوع صبح اى بنده مؤمن تفكر كن كه اگر پادشاهى ترا در اين وقت طلب كند تا ترا خلعتى كرامت كند بلكه به محض طلب، آن شب تا صباح خواب نخواهى كرد كه مبادا در وقت طلب بخواب روى و از سعادت ملازمت او محروم مانى، هر گاه پادشاه پادشاهان و خداوند عالميان ترا از كتم عدم بوجود آورده باشد و صد هزاران احسان و انعام بر تو كرده باشد و كند و ترا به خود بخواند كه در هر خواندنى نعمتهاى غير متناهى كرامت فرمايد جا دارد كه تقصير نكنى بلكه ايمان حقيقى اقتضا مىكند كه هرگز بخواب نروى چون خداوند بيدار است و تربيت تو مىكند در همه احوال و از تو غافل نيست در