لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٣٢ - هر گاه داخل شوى در مسجد و امام در ركوع باشد
پيش از آن كه بركوع بروى ركعت فوت مىشود و شيخان چنين روايت كردهاند اين حديث را كه فكبّرت و ركعت و ظاهرا لفظ و ركعت از قلم نساخ افتاده است چون ظاهر است كه تكبير كافى نيست به قرينه و ان رفع الخ.
(و روى ابو اسامة انّه ساله عن رجل انتهى إلى الامام و هو راكع قال اذا كبّر و اقام صلبه ثمّ ركع فقد ادرك)
و كالصحيح منقولست از زيد كه گفت سؤال كردم از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه از شخصى كه به امام رسد و او در ركوع باشد حضرت فرمودند كه هر گاه تكبير بگويد در وقتى كه پشت او راست باشد و بعد از آن بركوع رود ادراك ركعت كرده است، و اين حديث مثل حديث سليمان دلالت مىكند بر آن كه مىبايد در حالت تكبير احرام راست ايستاده باشد چنانكه گذشت و ذكر اقامت صلب از آن جهت است كه چون غالب اوقات هر گاه در چنين وقتى مىرسند تكبير را در وقت رفتن بركوع مىگويند چون خوف دارند كه مبادا امام سر بر دارد بنا بر اين تصريح فرمودند كه وقتى صحيح است كه پشت راست باشد و تكبير بگويد.
(و قال رجل لأبي جعفر صلوات اللَّه عليه انّي امام مسجد الحىّ فاركع بهم و اسمع خفقان نعالهم و انا راكع فقال اصبر ركوعك و مثل ركوعك فان انقطعوا و الّا فانتصب قائما)
ظاهرا نقل بالمعنى كرده است صدوق يا غير او كالصحيح جابر را كه گفت عرض نمودم به حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه كه من امام مسجد قبيلهام و با ايشان ركوع مىروم و صداى كفشهاى ايشان را مىشنوم كه گويا مىآيند كه خود را به نماز رسانند و من در ركوعم حضرت فرمودند كه دو برابر ركوعى كه هميشه مىكنى صبر كن اگر رسيدند فيها و اگر نه سر بردار چون اين جماعت نيز حق دارند و اگر انتظار بيشتر كشد گاه باشد كه على الاتصال آيند، و علما عمل كردهاند اگر چه در