لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٤٦ - كار غير مخل به نماز
صلاته)
و در صحيح منقولست از ابو زكريا كه مشهور است به كنيت و اسمش مذكور نيست در رجال و ثقه است و شيخ در رجال به كنيت او را ذكر كرده است با توثيق و در تهذيب در اين حديث زكريّا نقل كرده است و ظاهرا سهو قلم است گفت ديدم حضرت امام موسى كاظم را كه ايستاده بود در نماز و در جانب او مردى بود پير و مىخواست كه برخيزد و عصائى داشت مىخواست كه آن را بر دارد و حضرت كج شدند در حالت قيام نماز و عصا را برداشته و بان پير دادند و به جاى خود رفتند در نماز و لفظ إلى موضعه در تهذيب نيست و نبودنش اظهر است چنانكه از حديث ظاهر است زيرا كه اگر حضرت رفته بودند به مكانى ديگر البته راوى ذكر مىكرد چون فعل كثير مىشد بحسب اصطلاح اصحاب اگر چه ظاهر اخبار اينست كه امثال اين كارها اگر چه سه فعل شود آن را كثيرا نمىگويند يا سبب بطلان نماز نمىشود چنانكه گذشت و خواهد آمد سيما هر گاه طاعت باشد مثل اين حديث چون اعانت پير مؤمن ثوابست.
(و قال ابو حبيب ناجية لأبي عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه انّ لي رحى اطحن فيها السمسم فاقوم فاصلّى و اعلم انّ الغلام نائم فاضرب الحائط لأوقظه قال نعم أنت فى طاعة ربّك تطلب رزقك لا باس)
و بسند صحيح حسن منقول است از ناجيه كه كنيتش ابو حبيب است كه عرض نمود به حضرت، و ظاهر كلام صدوق آنست كه از كتاب او نقل كرده باشد از او و از كافى و تهذيب ظاهر مىشود كه ابو الوليد است كه مثنى بن راشد حناط باشد چنانكه از سند صدوق ظاهر مىشود و در كتابين در صحيح روايت كردهاند از بزنطى از ابو الوليد كه گفت من نزد حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه نشسته بودم كه ناجيه ابو حبيب از آن حضرت سؤال كرد و گفت حق سبحانه و تعالى مرا فداى تو گرداند به درستى كه مرا آسيايى هست كه كنجد در آن خورد مىكنم و روغن