لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٠ - نسيان يك ركعت
اخبار بسيار وارد شده است بر عدم بطلان و خواهد آمد.
[نسيان يك ركعت]
(و روى عن النّعمان الرّازى انّه قال كنت مع اصحاب لي فى سفر و انا امامهم فصلّيت بهم المغرب فسلّمت فى الرّكعتين الاوليين فقال اصحابى انّما صلّيت بنا ركعتين فكلّمتهم و كلّمونى فقالوا امّا نحن فنعيد فقلت لكنّي لا اعيدوا اتمّ بركعة فاتممت بركعة ثمّ سرنا و اتيت ابا عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه فذكرت له الّذى كان من أمرنا فقال أنت كنت اصوب منهم فعلا انّما يعيد من لا يدرى ما صلّى)
و مرويست بسند قوى از نعمان كه از شهر رى است كه گفت من با جمعى در سفر بودم و من پيش نماز ايشان بودم و نماز شام را به امامت ايشان كردم و در ركعت دويم سلام دادم پس اصحاب من گفتند كه دو ركعت نماز كردى و ايشان با من سخن گفتند و من با ايشان سخن گفتم پس ايشان گفتند كه ما اعاده مىكنيم و من گفتم اعاده نمىكنم و يك ركعت ديگر را مىكنم پس من يك ركعت ديگر را كردم و آمدم تا به خدمت حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه رسيدم و آن چه بر ما واقع شده بود عرض نمودم پس حضرت فرمودند كه آن چه تو كردى درستتر بود از آن چه ايشان كردند و چون ايشان عمدا سخن گفته بودند فعل ايشان بد نبود[١] مگر آن كه ايشان نيز مثل نعمان از روى نسيان حرف زده باشند و ظاهرا ايشان از جهت سخن گفتن اعاده نكرده باشند بلكه به سبب آن كه چون امام ايشان سلام داد گمانشان اين بود كه نماز او باطل شده است و سبب بطلان نماز ايشان نيز شده است و در اين معنى ايشان خطا كردند پس حضرت فرمودند كه اعاده نمىكند مگر كسى كه نداند كه چند ركعت نماز كرده است و در اينجا معلوم شد كه دو ركعت نماز كرده است و حصر اضافى است و الّا بسيار جائى اعاده مىكند.
[١] يعنى اعاده كردن نمازشان.