لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٩ - دعاى بعد از هر نمازى
است و ممكن است كه حكمت اين باشد كه مبادا يهود و نصارى گويند كه محمدى كه در توراة و انجيل هست آن حضرتست و ما انتظار آن حضرت مىكشيم چنانكه جمعى از جهالت نام بردند و الحال چنين مىگويند اگر چه معقول نيست زيرا كه عمده معجزه است و اگر نه معجزه باشد چه داند كسى كه مدعى نبوّت همان شخص است كه در توراة و انجيل است و هر كه آيد خواهند گفت كه ديگريست خواهد آمد اما چون اين باطل را مستمسك خود مىساختند نهى وارد شد تا سبب نشود و بسا باشد كه نسبت به بعضى از عوام ايشان شبهه شود.
و شيخ بهاء الدين محمد تجويز تسميه مىكرد و مىگفت كه نهى مخصوص زمان غيبت صغرى بود چون در بعضى از اين احاديث نهى وارد شده است كه هر گاه نام بريد دشمنان بطلب آن حضرت مشغول خواهند شد و دست بر آن حضرت نيافته شيعيان و اصحاب آن حضرت را خواهند گرفت و ضرر خواهند رسانيد و ليكن چون در احاديث وارد شده است كه تا خروج نكند نام نمىتوان برد و ممكن است كه در غيبت صغرى حرمتش بيشتر باشد و هيچ شك نيست كه بعنوان حجت آل محمّد ٦ و مهدى و هادى و امثال اينها تعبير نمودن بهتر است و احوط است و اللَّه تعالى يعلم، خداوندا ولىّ تو كه حجّت است بر خلايق او را حفظ كن از پيش رو و از پس سر و از دست راست و از دست چپ و از بالا و زير كه از هيچ وجه ضررى به آن حضرت نرسد و عمر آن حضرت را دراز كن و چنان كن كه در اين زودى قيام نمايد بامر تو كه آن امر جهاد و رواج دينست و چنان كن كه نصرت دهد دين ترا و بنما به او آن چه محبوب آن حضرتست كه آن اعلاء كلمة اللَّه است و چنان كن كه چشم آن حضرت را روشن كنى و آن حضرت را خوشحال گردانى در امر خودش كه عالم را بتصرف