لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٥١ - دعاى بعد از نماز ظهر
شد و مىگفت على خداست و من پيغمبرم از جانب او و هر چند حضرت سعى مىفرمودند كه شايد از اين اعتقاد فاسد برگردد برنگشت و حضرت او را سوزاند گفت يا امير المؤمنين آيا چنين نيست كه حق سبحانه و تعالى در همه جا حاضر است يعنى علم و قدرتش محيط است به همه اشياء حضرت فرمودند كه بلى او گفت پس چرا بنده دستها را به جانب آسمان بر مىدارد حضرت فرمودند كه آيا در قرآن نيست كه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه در آسمانست روزى شما و بهشت و جميع قضا و قدرهاى خير كه شما را به آن وعده دادهاند پس از كجا طلب روزى بايد كرد مگر از موضعش، و موضع روزى يعنى باران كه سبب روزيست در جانب آسمانست و محل تقدير روزى و ساير چيزها كه لوح است در آسمانست و بهشت و ساير وعدهاى الهى در آسمانست حاصل آن كه آسمان قبله دعاست چنانكه كعبه قبله نماز است و چنانكه حسب الامر مىبايد كه رو به جانب كعبه كنند در نماز هم چنين حسب الامر مأموريم به آن كه دست به جانب آسمان بلند كنيم در دعا، و هم چنان كه رو به كعبه از اين جهت نيست كه حق سبحانه و تعالى در كعبه باشد هم چنين رو به جانب آسمان نه از جهت اين است كه حق سبحانه و تعالى در آسمانست و محتمل است كه غرضش اين باشد كه چون على خداست و در همه جا حاضر است دست به آسمان چرا بايد كرد.
[دعاى بعد از نماز ظهر]
(و كان امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه يقول اذا فرغ من الزّوال اللَّهمّ انّي أتقرّب إليك بجودك و كرمك و أتقرّب إليك بمحمّد عبدك و رسولك و أتقرّب إليك بملائكتك المقرّبين و أنبيائك المرسلين و بك اللَّهمّ لك الغنى عنّى و بى الفاقة إليك أنت الغنيّ و انا الفقير إليك اقلنى عثرتى و استر علىّ ذنوبي و اقض اليوم حاجتى و لا تعذّبنى بقبيح ما تعلم منّي بل عفوك يسعنى وجودك ثمّ تخرّ ساجدا و تقول يا اهل