لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٣ - خواندن توحيد
به گويى اين كلمات وجيزه را كه مشتمل است بر جميع مطالب دنيوى و اخروى.
خداوندا صلوات فرست بر محمد و آل آن حضرت خداوندا من و جميع مؤمنان همه از تو سؤال مىكنيم از هر خير و خوبى كه علم تو به آن احاطه كرده است و به آن عالمى و پناه مىآوريم ما همه به تو از هر شر و بدى كه علم تو به آن محيط است خداوندا سؤال مىكنيم همه عافيت ترا كه همه را حفظ كنى در جميع كارهاى ما از هر چه خوب نباشد از ضررهاى دنيوى و اخروى و همگى به تو پناه مىآوريم از خوارى دنيا و عذاب آخرت و اين الفاظ در كافى مفرد واقع شده است ممكن است كه نسخه صدوق بلفظ متكلم مع الغير باشد يا خود تغيير داده باشد بنا بر حديثى كه واقع شده است از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه كه هر گاه شخصى امامت كند جمعى را و دعا را مخصوص خود گرداند خيانت كرده است ايشان را، و حق سبحانه و تعالى تعليم بندگان فرموده است در سوره فاتحه كه دعا را بلفظ جمع كنند در «اهْدِنَا» بلكه خطاب را بلفظ جمع آورند در إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ و حكمتش آن كه بنده خود را قابل خطاب و دعا نداند ديگران را با خود ضم كند تا به بركت ايشان دعاى او مستجاب شود قطع نظر از آن كه شفقت بر خلق الهى از اركان ايمانست و دأب اين بنده در جميع دعاها آنست كه بلفظ جمع مىكنم هميشه بلكه تا مقدور است دعاى اخوان را مقدم مىدارم بلكه از جهت ايشان دعا مىكنم و بس.
[خواندن توحيد]
(و قال امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه من احبّ ان يخرج من الدّنيا و قد تخلّص من الذّنوب كما يتخلّص الذّهب الّذى لا كدر فيه و لا يطلبه احد بمظلمة فليقل فى دبر الصّلوات الخمس نسبة الرّبّ تبارك و تعالى اثنى عشر [اثنتي عشر خ] مرّة ثمّ يبسط يديه و يقول اللَّهمّ انّي أسألك باسمك المخزون المكنون الطّهر الطّاهر المبارك و أسألك