کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٤٠ - برخى از كلمات و مواعظ آن حضرت
و در حضور آن حضرت ميگفتند كه: أبو جعفر منصور تا خليفه شده جامهاى خوب نمىپوشد، و طعامهاى لذيذ نميخورد، فرمود كه: با وجود سلطانى و جمع اموال چنين است؟ گفتند: اين از بخل او است از جهت جمع اموال، آن حضرت فرمود: شكر مر خداى را كه حرام گردانيده او را از دنياى خود كه ترك دين او از براى آنست نه دين دارد نه دنيا.
آوردهاند كه حكم بن عباس كلبى اين دو بيت گفته:
|
صلبنا لكم زيدا على جذع نخلة |
و لم نر مهديا على الجذع يصلب |
|
|
و قستم بعثمان عليا سفاهة |
و عثمان خير من على و اطيب |
|
معنى اين دو بيت آن شقى اينست كه بردار كرديم از براى شما زيد را بر تنه درخت خرما، و نديدهايم مهدى را كه بر تنه درخت خرما بردار كرده شود، و قياس كرديد شما بعثمان على را از روى سفاهت، و عثمان بهتر است از على و پاكيزهتر، نعوذ باللَّه من هذا القول.
پس چون اين قول او بابى عبد اللَّه (ع) رسيد دستهاى مبارك بسوى آسمان برداشت و همچو بيد دستهاى مباركش ميلرزيد و گفت: بار خدايا اگر اين بنده تو در اين قول كاذبست پس مسلط گردان بر او كلب خود را، بعد از آن بنى اميه او را بكوفه فرستادند شيرى در راه بوى رسيده او را پاره پاره كرد، چون اين خبر بصادق (ع) رسيد بسجده افتاد و فرمود: الحمد للَّه كه روا كرد از براى ما آنچه وعده فرموده بود ما را.
مؤلف رحمه الله ميفرمايد كه: اين حكم بن عباس كه حق سبحانه دور گرداند او را از رحمت خود جمع كرده اين كلمات واهيه را در اين ابيات و خود فرياد ميكند بر خود بكذب و ظلم خود و امر بخلاف آنست كه آن شقى اراده كرده بود