کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٥٦ - برخى از معجزات و دلائل آن امام همام
بازگشت بمدينه، صاحب آن جماعتى را گرفته بود و ادعا داشت كه ايشان بردهاند و حاكم ميخواست كه ايشان را سياست كند، آنگاه آن حضرت فرمود كه ايشان را سياست مكنيد و آن دو دزد را فرستاد نزد حاكم، و ايشان گفتند كه دزد مائيم و قطع كردند يد هر دو دزد را، يكى از ايشان گفت كه: دست ما را بحق بريدند الحمد للَّه كه اجراى قطع و توبه من بر دست پسر رسول اللَّه ٦ شد، آن حضرت فرمود كه: سبقت خواهد كرد ترا اين دست بريده تو به بهشت به بيست سال، و بعد از سه روز صاحب ديگر حاضر شد امام محمد باقر (ع) فرمود كه: خبر كنم ترا كه در باردان تو چيست يك هزار دينار از تست و يك هزار ديگر هست از غير تو، و ديگر در او جامهاست جامهاى چنين و چنين، آن مرد گفت: اگر مرا خبر كنى كه صاحب يك هزار كيست و چه نام دارد و او كجاست من آنگاه ميدانم كه تو امام مفترض الطاعه؟ فرمود كه: صاحبش محمد بن عبد الرحمن است، و او مردى است صالح كثير الصدقه و الصلاة و اين زمان بر در خانه است و انتظار تو ميكشد، و او بربرى نصرانى بود گفت: ايمان آوردم بخدائى كه غير از او خداى نيست، و محمد عبد و رسول او است، و مسلمان شد آن مرد.
و ديگر روايت كند حسين بن راشد كه من ذكر زيد بن على ميكردم و عيب او ميگفتم نزد أبى عبد اللَّه (ع)، فرمود كه: چنين مكن رحمت كند خداى تعالى عم مرا زيد كه او آمد پيش من و گفت داعيه خروج دارم بر اين طاغى، گفتم: اين كار مكن أى زيد كه من ميترسم كه كشته شوى و بر دار كرده شوى در بيرون كوفه، آيا نميدانى أى زيد كه خروج نكرده هيچ يك از ولد فاطمه بر هيچ كس از سلاطين پيش از خروج سفيانى الا كه كشته شد، بعد از آن فرمود كه: اى حسين بدرستى كه فاطمه (ع) نگاه داشت خود را از حرام حق سبحانه و تعالى حرام گردانيد ذريت او را بر آتش و در شأن ايشان