کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣١٥ - كلام مصنف در منقبت آن حضرت و قصيده او در مدح حضرتش
متعلق بملا أعلى، و چون در تلاوت بآيت وعيد رسيدى تصور فرمودى كه گوئيا مقصود از آن او است.
در آن امور عجيبه ملاحظه فرمودى و خود را بحق نزديك ديدى و دانستى، و معلوم است نزد هر كه او را بصيرتى است بلا شك و ارتياب، و او را معرفتى است بسبب كشف حجاب، و فتوح ابواب كه اين ثمره آن شجره است همچنان كه واحد جزء از عشره است و اين درى از آن بحر زاخرست و اين نجمى از آن قمر باهر است و اين فرع نابت از آن اصل ثابت است، و اين نتيجه آن مقدمه است، و او خليفه محمد و على و فاطمه مكرمه است اينست أصل ظاهر او و اما فروعش همه مانند يك ديگراند از اول تا آخر ايشان مشكاة انوار و سادة اخيار و امناء ابرار و اتقياى اطهارند، و هر يك در زمان خود هاديان طرق نجاتاند ٦ و على بن حسين (ع) دوحهايست كه منشعب شده از او اغصان شرف و سيادت ايشان، و زبان من در اين مقام قاصر است از عد مفاخر او، و عبارت عاجز از حد مآثر او، و مثل من قيام نميتواند نمود در نعوت و اوصاف مثل او، ليكن گفته من بر قدر علم منست نه بر قدر و رتبه او، چه نسبت است ميان ثريا و ثرى، و عبد بمولى و بر زبان معذرت اين ابيات را ميگويد: