کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٤٤ - فصل دوازدهم در مقتل و مصرع آن حضرت(ع)
عروة بن زبير گويد كه وقتى رسول اللَّه ٦ ميبوسيد حسين را (ع) و در بغل ميگرفت و ميبوئيد مردى از أنصار آنجا بود گفت: مرا پسريست كه باين مرتبه رسيده من هرگز او را نبوسيدهام آن حضرت فرمود كه: آيا ديدى آنكه حق تعالى كنده رحمت را از دل تو، پس عجب مكن مرا.
و مرويست از يعلى عامرى كه رسول اللَّه ٦ يك روزى بيرون فرمود بدعوتى كه آن حضرت را بطعام طلبيده بودند، و آن حضرت در پيش قوم بود و امام حسين در كوچه با أطفال بازى ميكرد، آن حضرت خواست كه او را بگيرد او باين جانب و بآن جانب ميگريخت و آن حضرت با وى مضاحكه ميفرمود تا گرفت او را يك دست مبارك در زير قفاى او كرد و يك دست ديگر در زير ذقنش و دهان مبارك در دهانش نهاد و ميبوسيد و ميفرمود كه: حسين از منست و من از حسين دوست ميدارد خداى تعالى هر كه حسين را دوست ميدارد، و حسين سبطى است از اسباط.
على بن الحسين (ع) روايت ميكند از پدر بزرگوار و آن حضرت از حضرت رسول اللَّه ٦