کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٧٧ - ذكر خديجه بنت خويلد مادر فاطمه زهرا صلوات الله عليهما
بوى رجوع ميكرد باين سخنان او را دل ميداد و امر مردم را بر او آسان ميساخت، و نوازش ميفرمود تا وفات نمود رحمها اللَّه تعالى اسماعيل بن ابى حكيم مولاى آل زبير روايت كند كه خديجه رضوان اللَّه عليها گفت به پيغمبر ٦ كه: اى ابن عم آيا ميتوانى كه مرا خبر كنى وقتى كه صاحب تو جبرئيل بتو مىآيد؟ فرمود كه:
بلى، گفت: وقتى كه بيايد من ترا خبر كنم، بعد از آن كه جبرئيل آمد آن حضرت فرمود كه أى خديجه اينك جبرئيل آمده، خديجه گفت: برخيز اى پسر عم و بر ران چپ من بنشين، آن حضرت برخاسته بر آنجا نشست، گفت: تو آيا ميبينى جبرئيل را؟ گفت: بلى، گفت: بگرد و بر ران راست من بنشين، چون نشست گفت مىبينى؟ فرمود كه: بلى، گفت: بر كنار من بنشين؛ چون چنين كرد گفت: مىبينى؟ فرمود كه: نه؛ گفت: أى ابن عم اين زمان مرا يقين شد، بشارت باد ترا كه اين ملك است نه شيطان و ابن اسحاق گويد كه عبد اللَّه بن حسن حديث كرده بهمين حديث كه: من از مادر خود فاطمه بنت حسين شنيدم كه او حديث ميكرد از خديجه الا آنكه من شنيدم كه مىگفت كه: در وقت نزول جبرئيل خديجه آن حضرت را داخل گردانيد در ميان خود و جامهاش آنگاه جبرئيل رفت خديجه گفت بآن حضرت كه البته اين ملك است نه شيطان