کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٧٥ - ذكر خديجه بنت خويلد مادر فاطمه زهرا صلوات الله عليهما
مردى ديگر از قريش باجيرى گرفت كه در بازار حباشه خريد و فروخت كنند، و آن بازارى است در تهامه، و آن حضرت فرمود كه من بهتر از خديجه نديدم از براى اجير هرگز نبود كه من و آنكه با من بود نزد وى برويم كه او تحفه از طعام پيش ما نياورد.
دولابى از رجال خود روايت كرده كه رسول اللَّه ٦ در ابتداى امر نبوت واقعه ديده بود و بر او شاق مينمود، بخديجه گفت، خديجه او را بشارت داد بآن واقعه و گفت حق تعالى با تو بفعل نيارد مگر آنچه خير تو باشد، آن حضرت در واقعه ديده بود كه شكم مباركش شكافتند و احشاى اندرونش بيرون آورده شستند و تطهير دادند و پاك گردانيده ديگر بجاى خود نهادند آنچنانچه بود، چون بخديجه گفت او گفت اين خبر است براى تو بشارت باد، بعد از آن جبرئيل (ع) بر وى ظاهر شد و آنچه خواست بوى گفت؛ او را بشارت برسالت داد از جانب پروردگار تا او را اطمينان حاصل شد، آنگاه جبرئيل گفت: بخوان، گفت: چه بخوانم؟ گفت: بخوان كه اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ پس آن حضرت قبول فرمود رسالت پروردگار خود را، و پيروى نمود آنچه جبرئيل از نزد حق جل و علا آورده بود آنگاه آن حضرت بازگشت بأهل خود، و گفت بخديجه كه من ديدم آن كس را كه بتو ميگفتم و آنكه در خواب ديده بودم كه شكم مرا شكافت او جبرئيل بود بر من ظاهر شد، و خديجه را اخبار نمود بآنچه جبرئيل از نزد رب جليل آمده بود بوى و آنچه از وى شنيده بود، خديجه گفت: بشارت باد ترا يا رسول اللَّه بخدا سوگند كه حق تعالى نميخواهد بتو مگر آنچه خير تو در آنست، و اين سعادتيست كه روى بتو آورده: بشارت باد ترا كه تو رسول خدائى بحق