کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٢٨ - در ذكر ولادت و نسب و اسم و كنيه و برخى از مناقب و اخبارى كه از آن حضرت نقل شده است
السلام و رحمة اللَّه و بركاته، و چگونه بود اين اى جابر؟ گفت: من بودم با رسول اللَّه ٦ يك روزى فرمود كه: أى جابر شايد كه باقى مانى تا ملاقات كنى بمردى از ولد من كه گويند او را محمد بن على ابن الحسين كه حق سبحانه و تعالى او را عطا فرموده باشد نور و حكمت، پس بخوان او را از من سلام.
و بود در وصيت أمير المؤمنين (ع) كه بولد خود فرموده بود ذكر محمد بن على و وصاة نيز باو وصيت كرده بودند و تسميه فرموده بود او را پيغمبر و تعريف نموده بباقر العلم بر وجهى كه آن را روايت كردهاند اصحاب آثار.
و از آنچه روايت كرده شده از جابر بن عبد اللَّه در حديث مجرد كه او گفت: رسول اللَّه ٦ فرمود مرا كه: شايد باقى مانى تا ملاقات كنى ولد مرا از حسين كه او را محمد گويند كه بشكافد علم دين را شكافتنى كه باقر عبارت از اينست پس هر گاه كه بوى برسى از منش سلام برسان و روايت كنند شيعه در خبر لوح كه جبرئيل (ع) آورده بود به پيغمبر ٦ از جنت، و آن حضرت بفاطمه (ع) اعطا فرموده و در او اسماء ائمه بود (ع) بعد از او پس بود ذكر محمد بن على بعد از پدر بزرگوار خود.
و روايت كنند نيز كه خداى تعالى فرستاده بود به پيغمبر خود كتابى كه مهر فرموده بود بدوازده خاتم و أمر كرده بود كه آن را بدهند بأمير المؤمنين و ديگر امر فرموده بود كه بردارد مهر اول را كه در او بود و عمل كند بما تحت او، باز آن حضرت داد نزد وفات به پسر خود حسن و امر فرمود او را كه بردارد مهر دوم را و بما تحت او عمل نمايد، باز او در حضور وفات داد به برادرش حسين و امر كرد كه مهر سوم را بردارد و عمل كند بما تحتش، باز او داد نزد وفاتش به پسر خود على بن حسين