کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٢١ - در ذكر ولادت و نسب و اسم و كنيه و برخى از مناقب و اخبارى كه از آن حضرت نقل شده است
و ملالت نمىنمود از مجالست اخوان.
اسود بن كثير گويد كه: من شكايت بردم نزد أبى جعفر (ع) از احتياج و جفاى برادران، فرمود كه: بدا آن برادر كه ترا رعايت كند در حالتى كه غنى باشى و قطع كند از تو وقتى كه فقير گردى، بعد از آن امر فرمود غلام خود را كه بيرون آورد كيسه كه در او هفتصد درهم بود، فرمود كه: اين را خرج كن و چون تمام شود ديگر مرا اعلام كن، و فرمود كه: بشناس مودت و دوستى خود را در دل برادر تو بآنچه از براى او هست در دل تو.
منقولست از ابى الزبير محمد بن مسلم المكى كه او گفت: ما نزد جابر بن عبد اللَّه رضوان اللَّه عليه بوديم كه آمد على بن حسين و پسرش محمد (ع) با او بود در حالت كوچكى، امام زين العابدين (ع) فرمود مر پسر خود را كه ببوس سر عم خود را، محمد بن على پيش آمد بنزد جابر و سر او را بوسه داد، جابر گفت اين چه كس است و چشم او پوشيده شده بود؟ امام زين العابدين فرمود كه: اين پسر منست محمد، جابر آن حضرت را در برگرفت و گفت: يا محمد رسول اللَّه بتو سلام رسانيد، گفتند مر جابر را كه: چگونه بود اين يا با عبد اللَّه؟ گفت: بودم من با رسول اللَّه ٦ و امام حسين (ع) در كنار آن حضرت بود و بازى ميكرد، فرمود كه: يا جابر پسر مرا حسين پسرى باشد على نام كه چون روز قيامت شود ندا كند منادى كه برخيزد سيد العابدين پس على بن حسين برخيزد، على را پسرى باشد محمد نام أى جابر چون بينى او را از من سلام بخوان و بدان كه بقاى تو بعد از ديدن او اندكى خواهد بود، پس نزيست بعد از اين مگر اندك زمانى و بعد از آن وفات كرد- و اين اگر چه يك منقبت است برابرى ميكند با چندين مناقب.