کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣١٩ - در ذكر ولادت و نسب و اسم و كنيه و برخى از مناقب و اخبارى كه از آن حضرت نقل شده است
از آن جمله گويد أفلح كه مولى آن حضرت بود كه من بيرون رفتم با محمد بن على (ع) بجانب حج چون داخل شد در مسجد الحرام و نظر مباركش در خانه كعبه افتاد گريست بآواز بلند، گفتم كه:
بابى انت و امى مردمان بجانب تو ناظرند پس اگر كم كنى از آواز چيزى ميتواند بود، فرمود مرا كه: و يحك أى افلح چرا نگريم شايد كه خدا بدين سبب نظر رحمت بجانب من اندازد و مرا رستگار ساخته فردا از همه چيز فارغ سازد، بعد از آن طواف خانه فرمود پس آمد تا نماز گزارد نزد مقام، چون نماز گزارد و سر مبارك از سجده برداشت موضع سجودش از كثرت گريه تمامتر بود، و احيانا چون بخنديدى فرمودى اين ببغض فرا مگير.
و عبد الله بن عطا گويد كه من نديدم علما را نزد هيچ كس كه اصغر باشند از روى علم مگر نزد أبى جعفر (ع) كه ديدم حكم را نزد او كه گويا متعلم بود.
روايت كند از آن حضرت ولدش جعفر (ع) كه پدر بزرگوارش ميگفت در جوف ليل در حالت تضرعش كه: امر فرمودى مرا منحلى بصفت امر نگشتم، و نهى نمودى مرا منزجر بسمت زجر نشدم، پس اينك بنده تو در پيش تو زبان عذر ندارد.
و امام جعفر (ع) فرمود كه: پدر من استرى داشت فرمود در وقتى كه از او فوت شده بود كه اگر حق سبحانه و تعالى آن را بمن بازگرداند من او را حمدى گويم بمحامدى كه مرضى او باشد، اندك زمانى نگذشت كه استر آمد بازين و لجام، چون آن حضرت بر آن سوار شد و راست نشست و جامه را گرد كرد سر مبارك را بسوى آسمان كرد و فرمود كه: الحمد للَّه، و زياده از اين نگفت، بعد از آن فرمود كه: چيزى را باقى نگذاشتم گردانيدم جميع انواع حمد را از براى خداى تعالى پس