کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٧٤ - جريان حج هشام بن عبد الملك و قصيده فرزدق
و ديگر آنكه روزى فرمود بعيادت محمد بن اسامة بن زيد و او مريض بود و ميگريست آن حضرت گفت: حال تو چيست؟ گفت: ديون مردم در ذمت من است فرمود كه: چند است؟ گفت: پانزده هزار دينار زر طلا، آن حضرت التزام فرمود آن ديوان او را ادا كرد.
و ابو جعفر محمد بن على بن حسين (ع) فرموده كه وصيت فرمود به من پدر من على بن حسين كه أى پسرك من مصاحبت مكن پنج طايفه را و با ايشان هم سخن مشو و مرافقت منماى با ايشان در راه، من گفتم: اى پدر بزرگوار جان من فداى تو باد اين پنج طايفه كيانند؟ فرمود كه: مصاحبت مكن فاسق را كه او ميفروشد ترا بلقمه و آنچه دون لقمه است، گفتم: أى پدر دون لقمه چه چيز است؟ فرمود كه:
طمع ميكند در آن پس باز نمييابد آن را، آنگاه گفتم كه: طايفه دوم كداماند؟ فرمود كه: مصاحبت مكن بخيل را كه او قطع ميكند بتو در مال خود آنچه تو بآن محتاجترى، گفتم: سيم كيستند؟ فرمود كه: مصاحبت مكن كذاب را كه او بمنزله سراب است دور ميگرداند از تو نزديك را و نزديك ميگرداند از تو دور را، گفتم: چهارم چه طايفهاند؟ فرمود كه: مصاحبت مكن احمق را كه او ميخواهد كه بتو فايده رساند مضرت ميرساند ترا، گفتم: اى پدر پنجم كداماند؟ فرمود كه: مصاحبت مكن قاطع رحم را كه من او را ملعون يافتهام در كتاب الهى در سه موضع و اما اولاد آن حضرت (ع) گويند كه: او را نه فرزند ذكور بوده و از انثى چيزى نبوده و اسماء ايشان اينست: محمد باقر، و زيد شهيد بكوفه، و عبد اللَّه، و عبيد اللَّه، و حسن، و حسين، و على، و عمر