کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٥٧ - حسن بن حسن
در باره تو كه از آن تجاوز نكند، بعد از آن بوى كتابتى نوشت و صله داد حسن را و فرستاد، چون از آنجا بيرون آمد لاحق شد او را يحيى بن حكم، حسن او را عتاب كرد بر آن كلماتى كه در حضور گفته بود، و گفت: اين چه سخن بود كه در باب من گفتى؟ يحيى گفت: اين چه دور است از تو كه ميگوئى: و اللَّه لا يزال خوف و ترس تو دارند و اگر نه هيبت تو ميبود حاجت تو گذارده نمىشد بخدا كه من در وادى تو تقصيرى ندارم.
و گويند كه: حسن بن حسن حاضر بود با عم بزرگوارش امام حسين (ع)، چون آن حضرت شهيد شد و باقيان را أسير كردند از اهل او أسماء بن خارجه آمد و او را از ميان أسيران بيرون برد، و عمر سعد لعنه اللَّه گفت بگذاريد بوى.
و روايت كنند كه حسن بن حسن خطبه كرد از عم خود امام حسين يكى از دو دختر او را، آن حضرت فرمود كه: اختيار كن از اين دو دختر هر كدام كه ميخواهى، او را حيا مانع آمده جواب نگفت امام حسين (ع) فرمود كه من اختيار ميكنم از براى تو دخترم را فاطمه كه بسيار شبيه است بمادرم فاطمه بنت رسول اللَّه ٦ و حسن بن حسن وفات كرد در سى و پنج سالگى و برادرش زيد بن حسن زنده بود، و وصيت كرد به برادر مادريش ابراهيم بن محمد بن طلحه.
و چون او وفات كرد زوجهاش فاطمه بنت حسين (ع) بر سر قبر او خيمه فرمود كه زدند تا سر سال