کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٤٦ - مواعظ آن حضرت
افقى از آفاق، و گواه است بر اين وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً فلان و فلان و السلام.
چون صلح نامه تمام شد قرار يافت التماس كرد معاويه از امام حسن (ع) كه در حضور و مجمع مردم باين كلام تكلم كند، و بايشان بداناند كه اين امر را تسليم معاويه كرده، اجابت نموده در حضور مردم خطبه خواند مشتمل بر حمد و ثناى الهى و صلوات بر حضرت رسالت پناهى و آل هدايت انتباهى و بعد از آن فرمود كه:
اكيس كيس تقوى است، و احمق حمق فجور و هر كدام از شما اگر طلب كنيد ميان جابلقا و جابرسا مردى كه جد او رسول اللَّه باشد ٦ نخواهيد يافتن غير مرا و غير برادر من حسين را، و شما مىدانيد كه خداى هدايت كرد شما را بجد من محمد، و رهانيد شما را بواسطه او از ضلالت، و رفع نمود شما را بسبب او از جهالت، و عزيز كرد شما را بوجود او از ذلت، و بسيار گردانيد شما را بعد از قلت، و معاويه نزاع مىكند با من در حقى كه از آن منست نه از آن او؛ ليكن اين كار كردم از جهت صلاح امت و قطع فتنه، و حال آنكه شما بمن بيعت كرده بوديد بر آنكه مصالحه كنيد هر كه را كه من بوى مصالحه كنم، و محاربه كنيد هر كرا كه من بوى محاربه كنم، پس صلاح در آن ديدم كه با وى مصالحه نمايم تا جنك و فتنه ميان ما و او فرو نشيند، و خونها ريخته نشود كه حفظ دما بهتر از خون ريختن است، و من اين نكردم مگر براى صلاح و بقاى شما وَ إِنْ أَدْرِي لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ
[مواعظ آن حضرت]
و ديگر از كلام آن حضرت اين است كه ادب نيست هر كسى را كه او را عقل نيست، و مروت نيست كسى را كه او را همت نيست، و حيا نيست كسى را كه او را دين نيست، و سر عقل معاشرت است با