کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٣٥ - فصل هشتم در كرم و بخشش و نماز آن حضرت
و ابن طلحه روايت كند كه امام حسن (ع) يك زنى را تزويج فرمود و صد جاريه براى او فرستاد كه با هر جاريه هزار درهم بود، و ابن طلحه گويد كه اين اشارتيست عزيز، و عبارتيست وجيز بآن كه هر كه دانست كه دنيا محل عبور است و متاع غرور و امساك آن زيان است، و فريفته گشتن بآن نقصان، خود مينمايد ببذل آن و رغبت نميكند بوصل آن، و امام حسن (ع) عارف بود بفريفتن او، و معرض بود از آميزش اهلش، از آن بود كه بسيارى باين قول تمثل ميفرمود.
|
يا أهل لذات دنيا لا بقاء لها |
ان اغترارا بظل زائل حمق |
|
يعنى كه. اى اهل لذات دنيا كه بقا و پايندگى نيست مر او را بدرستى كه فريب خوردن بسايه ذائل بىاعتبارش حماقت است.
روايت كند ابن عايشه كه مردى از اهل شام آمد بمدينه پس ديد مردى زيبا بر اشتر خوش رفتار سوار كه مثل او بحسن و جمال نديده بود گفت: دل من مايل شد بجانب وى پرسيدم كه اين چه كس است گفتند: حسن بن على بن ابى طالب (ع) دل من پر شد از خشم و كينه و حسدش كه على را مثل اين جوان فرزندى باشد برخاستم و رفتم به پيش وى گفتم: تو پسر على بن ابى طالبى؟ فرمود: بلى من پسر اويم گفتم تو پسر كيستى و چه كسى؟ و بنياد ناسزا كردم به او و پدرش و آن حضرت ساكت بود و هيچ نفرمود تا