کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٣٢ - فصل هشتم در كرم و بخشش و نماز آن حضرت
برداشت و دعا فرمود بكلامى كه زبيرى گفت من فهم نكردم كه چه گفت در حال درخت خشك سبز گشت در آن دشت و بحال اول بازگشت و برك بر او پيدا شد و رطب بار آورد، جماعتى شترداران كه شتران را بكرايه داده بودند گفتند: بخدا كه اين سحر است، امام فرمود كه: ويلك اين سحر نيست و ليكن دعاى فرزند پيغمبر مستجاب است نزد حق تعالى، ايشان بالاى درخت رفتند و بريدند آنچه ايشان را كافى بود.
فصل هشتم [در كرم و بخشش و نماز آن حضرت]
كه ابن طلحه ايراد فرموده در كرم آن حضرت ميگويد كه: كرم درختيست كه مغرس آن در حب اوست، و او اكرم موروثى است از كسى كه در حال ركوع تصدق از سائل دريغ نداشت.
از آن جمله روايت كرده سعيد بن عبد العزيز كه حسن بن على (ع) شنيد مردى كه از خداى تعالى در ميخواست كه او را ده هزار درهم روزى كند، بمنزل فرمود آن مبلغ را براى او فرستاد.
و ديگر مرويست كه مردى آمد و از وى حاجتى خواست فرمود مر او را كه: اى فلان حق سؤال تو نزد من عظيم است، و معرفت من بآنچه لازم است از براى تو پيش من بزرك است،