ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٣٧١ - پنجاه حقى كه امام سجاد(ع) به يكى از يارانش نوشته
حق كسى كه با او معاشرت دارى اين كه فريبش نداده و خيانتش نورزى و نيرنگش نزنى، از خداوند متعال در كار او بيم داشته باشى. و حق دشمنى كه عليه تو ادّعا دارد اين كه اگر آنچه بر عليه تو ادّعا مىكند حق است، خودت بر خويشتن گواهى دهى و بر او ستم نكنى و حق او را به صورت كامل بپردازى و اگر آنچه ادعا مىكند باطل است با او به نرمى رفتار كرده و در كارش جز با نرمى رفتار نكنى و در مورد او پروردگارت را به خشم نياورى و هيچ نيرويى جز از خدا نيست. و حق كسى كه تو عليه او ادّعا دارى اين كه اگر تو در ادّعاى خودت حق هستى با نيكويى با وى گفتگو كنى و حق او را انكار نكنى و اگر در ادّعاى خود بر باطل هستى از خداى متعال بيم داشته و به سوى او توبه كنى و ادّعايت را رها سازى.
و حق كسى كه با تو مشورت مىكند اين كه اگر نظرى براى او دارى به آن اشاره كنى و اگر چيزى به نظرت نمىرسد او را به كسى كه مىداند راهنمايى كنى. و حق كسى كه تو با او مشورت مىكنى اين كه در مواردى كه رأى او مخالف رأى توست متّهمش نسازى و اگر رأيش با رأى تو موافق شد خداى را سپاس گويى. و حق كسى كه از تو پندى مىخواهد اين كه به او نصيحت و پندگويى و روش تو بايستى با مهرورزى و نرمى به او باشد. و حق كسى كه نصيحتگر توست اين كه به او فروتنى كرده و به سخن او گوش فرا دهى. پس اگر سخن درستى گفت خداى را سپاس گويى و اگر موافق نگويد به او دلسوزى كنى و متّهمش نكنى و اگر دانستى كه خطا رفته به خاطر آن او را مؤاخذه نكنى مگر اين كه سزاوار اتهام باشد، پس در هيچ حال به چيزى از دستورات او اعتنا نكنى و هيچ نيرويى جز از خدا نيست. و حق بزرگتر اين كه به خاطر سنّ او، احترامش كرده و به جهت پيشى گرفتنش در پذيرش اسلام بزرگش بدارى و به هنگام ستيزهجويى با او برابرى نكنى و پيش از او راه نرفته و از او پيشى نگيرى و با او نادانى نكنى و اگر او نادانى كرد تحمل كرده و به جهت حق اسلام و حرمتش، او را گرامى بدارى. و حق كوچكتر اين كه در آموزش او دلسوزى كنى و از او درگذرى و پردهپوشى كنى و با مهربانى با او رفتار كرده و او را كمك كنى. و حق كسى كه از تو درخواست مىكند اين كه به اندازه نيازش به او بدهى.
و حق كسى كه از او چيزى خواستهاى اين كه اگر چيزى داد با سپاس و شناخت از فضلش آن را بپذيرى و اگر چيزى نداد عذرش را بپذيرى. و حق كسى كه تو را به خاطر خدا شاد كرده اين كه نخست خداى را سپاس گفته آنگاه از او سپاسگزارى كن. و حق كسى كه به تو بدى كرده اين كه از او درگذرى و اگر بدانى كه عفو از او زيان دارد، داد خود را از او بستانى كه خداوند متعال مىفرمايد: «و كسى كه پس از مورد ستم قرار گرفتن داد خود را بگيرد، اينان كسانى هستند كه گناهى بر آنان نيست.» و حق اهل ملّت و هم كيشانت اين كه در دل، تندرستى و رحمت آنان را خواسته و با بدهاى آنان با مهربانى رفتار كنى و با آنان مدارا كرده و به خير و صلاح بياورى و از نيكوكارانشان سپاسگزارى كرده و آزارشان نرسانى و آنچه براى خود دوست مىدارى براى آنان نيز دوست داشته و آنچه براى خود ناخوش دارى براى آنان نيز خوش نداشته باشى و اين كه پيران آنان به منزله پدر تو و جوانان آنان به منزله برادر تو و پير زنانشان به منزله مادر تو و كوچك زنانشان به منزله فرزندان تو هستند. و حق اهل ذمّه اين كه آنچه خداوند از آنان پذيرفته تو نيز پذيرا باشى و مادامى كه به پيمانى كه با خدا دارند وفا دارند به آنان ستم نكنى.