ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٢٩٩ - خصلتهايى كه ابو ذر آنها را از پيامبر خدا
سخنش كم مىشود مگر در چيزهايى كه براى او مهمّ است، و بر عاقل است كه در طلب سه چيز باشد: تأمين زندگى يا توشهگيرى براى معاد يا لذت بردن از راه غير حرام.
(ابو ذر مىگويد:) عرض كردم: يا رسول اللَّه، در صحف موسى چه بود؟ فرمود:
همه آن به زبان عبرى بود و در آن آمده بود: تعجب مىكنم از كسى كه يقين به مرگ دارد چگونه شاد مىشود؟ و كسى كه يقين به آتش جهنّم دارد چگونه مىخندد؟ و كسى كه دنيا و دگرگونى آن را مىبيند چگونه به آن اطمينان مىكند؟ و كسى كه ايمان به قضا و قدر دارد چگونه خود را به زحمت مىاندازد؟ و كسى كه يقين به حساب دارد چگونه عمل نمىكند؟ گفتم: يا رسول اللَّه، در دست ما چيزى از آنچه خداوند از صحف ابراهيم و موسى بر تو نازل كرده وجود دارد؟ فرمود: اى ابو ذر! بخوان «همانا رستگار شد كسى كه خود را پاك كرد و نام پروردگارش را ياد كرد و نماز خواند، بلكه شما زندگى دنيا را ترجيح مىدهيد در حالى كه آخرت بهتر و پايدارتر است، همانا اين در صحف نخستين است، صحف ابراهيم و موسى.»[١] گفتم: يا رسول اللَّه مرا وصيت كن، فرمود: تو را به تقواى الهى وصيت مىكنم كه آن رأس تمام كارهاست، گفتم: بر من بيفزاى، فرمود: بر تو باد تلاوت قرآن و ياد بسيار خداوند، زيرا كه آن باعث ياد تو در آسمان و نور تو در زمين خواهد بود، گفتم: بر من بيفزاى، فرمود: بر تو باد طول سكوت كه آن طردكننده شيطان و ياور تو در كار دين توست، گفتم: بر من بيفزاى فرمود: بپرهيز از خنديدن زياد كه آن دل را مىميراند و نور صور را از ميان مىبرد، گفتم: بر من بيفزاى، يا رسول اللَّه. فرمود: به كسى كه پايينتر از توست نگاه كن و به كسى كه بالاتر از توست نگاه مكن كه شايستهتر بر اين است كه نعمت خدا را در نظر تو كوچك نكند، گفتم: يا رسول اللَّه بر من بيفزاى. فرمود: با خويشان خود صله ارحام كن، اگر چه از تو بريده باشند، گفتم: بر من بيفزاى، فرمود: بيچارگان و همنشين با آنان را دوست بدار. گفتم:
بر من بيفزاى، فرمود: حق را بگو اگر چه تلخ باشد، گفتم: بر من بيفزاى، فرمود: در كار خدا از سرزنش سرزنشكنندگان هراس مكن، گفتم بر من بيفزاى، فرمود: آنچه از خود مىدانى تو را از مردم باز دارد، و در باره چيزى كه خودت مانند آن را انجام مىدهى بر آنان خشم مگير.
سپس فرمود: براى مرد از نظر عيب بس است كه در او سه خصلت باشد: عيبهايى را از مردم بشناسد كه در خودش نمىشناسد و در مردم از چيزى شرم كند كه خودش آن را داشته باشد و همنشين خود را با چيزهاى غير مهم اذيت كند، سپس فرمود: عقلى مانند تدبير نيست و پرهيزگارى مانند خود نگهدارى نيست و شرافتى مانند حسن خلق نيست.
[١] سوره اعلى، آيات ١٩- ١٤.