ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٤٣٧ - ويژگىهايى از قوانين دين
و ولايت و دوستى با مؤمنان همانهايى كه پس از پيامبرشان دگرگون نشده و عوض نگشتهاند مانند سلمان فارسى، ابو ذر غفّارى، مقداد بن اسود كندى، عمار بن ياسر، جابر بن عبد اله انصارى، حذيفة بن يمانى، ابو هيثم بن تيهان، سهل بن حنيف، ابو ايّوب انصارى، عبد اللَّه بن صامت، خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين، ابو سعيد خدرى و هر كس كه در راه آنان گام برداشته و كردارش مانند كردار آنان باشد، واجب است، و همچنين ولايت و دوستى پيروان آنان و كسانى كه به آنان و هدايت آنان اقتدا كردهاند واجب است.
و نيكى پدر و مادر واجب است و اگر مشرك باشند نه از آنان و نه از غير آنان در معصيت اطاعت نكن؛ چرا كه اطاعت هيچ آفريدهاى با معصيت آفريدگار، روا نيست. و پيامبران و جانشينان آنان گناهى ندارند، زيرا كه آنان معصوم و پاكند. و حلال دانستن دو متعه، آنسان كه خداوند در كتابش فرو فرستاده و پيامبر خدا ٦ آن دو را سنّت قرار داده؛ يعنى متعه حج و متعه زنان، واجب است. و فرائض و واجبات ارث هم آنسان است كه خداوند متعال در قرآن فرو فرستاده است. عقيقه نوزاد پسر و دختر در هفتمين روز تولّد است و در همان روز نوزاد نامگذارى شده و موى سرش تراشيده شده و به وزن مويش طلا يا نقره صدقه داده مىشود.
و خداوند متعال جز به اندازه توانايى هر كس تكليف نمىكند و بيش از توانايى او بر او تكليف نمىنمايد و كارهاى بندگان به آفرينش تقديرى نه تكوينى آفريده شده است و خداوند، آفريدگار همه موجودات است. و انسان بايستى نه قايل به جبر و نه تفويض باشد و خداوند متعال فرد بىگناه را به جهت فرد گناهكار بازخواست نمىكند و كودكان را به جهت گناهان پدران كيفر نمىدهد، زيرا كه در آيه محكم كتابش مىفرمايد: «بار گناه كسى بر ديگرى گذاشته نمىشود.» و فرموده است: «براى انسان نيست جز آنچه بكوشد و در آينده نتيجه كوشش خود را خواهيد ديد.» و بر خداوند متعال است كه از آنان بگذرد و تفضّل فرمايد ولى ستم بر حضرت حق روا نيست و خداوند فرمانبرى از كسى را كه مىداند او مردم را فريب مىدهد و گمراه مىسازد واجب نمىسازد و از ميان بندگانش كسى را كه مىداند به خدا كفر مىورزد و شيطان را بجاى خدا پرستش مىكند براى رسالت خويش نمىگزيند و منصوب نمىكند و براى آفريدگان خود جز فرد معصومى را انتخاب نمىكند.
و اسلام غير از ايمان است و هر مؤمنى مسلمان است ولى هر مسلمانى مؤمن نيست و دزد در حال دزدى مؤمن نيست و كسى كه زنا مىكند در حال زنا كردن مؤمن نيست و كسانى كه حدود گناه بر آنان جارى شد، مسلمان هستند نه مؤمن و نه كافر، زيرا خداوند متعال مؤمنى را كه وعده بهشت به او داده به دوزخ وارد نمىكند و كافرى