ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٢٣٩ - ماهها دوازده ماهند
دوازده تا آفريد و آنها سيصد و شصت روزند، پس شش روز از آنها را از آن كم كرد و آنها روزهايى هستند كه آسمانها و زمين را در آن آفريد، و براى همين است كه ماهها كم مىشوند. (منظور ماههاى قمرى است.) ٦٣- صدقة بن يسار از عبد اللَّه بن عمر نقل مىكند كه سوره «اذا جاء نصر اللَّه و الفتح» در اواسط روزهاى تشريق (يازدهم تا سيزدهم ذيحجه) بر پيامبر خدا ٦ نازل گرديد، و او دانست كه براى وداع است، پس سوار شتر عضباى خود شد و حمد و ثناى الهى را به جاى آورد.
سپس فرمود: اى مردم! هر خونى كه در ايام جاهليت بوده هدر است و نخستين خونى كه هدر است خون حارث بن ربيعة بن حارث است كه در قبيله مذيل شير مىخورد و فرزندان ليث او را كشتند- يا فرمود: در بنى ليث شير مىخورد و فرزندان هذيل او را كشتند- و هر ربايى كه در جاهليت بود، برداشته مىشود و نخستين ربايى كه برداشته مىشود مال عباس بن عبد المطلب است، اى مردم! امروز زمان به همان حالى برگشته كه روز آفرينش آسمانها و زمينىها بود و تعداد ماهها نزد خداوند دوازده ماه در كتاب خداست، روزى كه آسمانها و زمين را آفريد، چهارتا از آنها ماههاى حرامند: رجب قبيله مضر كه ميان جمادى و شعبان است[١] و ذو القعده و ذو الحجّه و محرّم، در اين ماهها بر خود ستم روا مداريد (جنگ نكنيد) همانا نسىء (جابهجا كردن ماههاى حرام) افزونى در كفر است كه كافران با آن گمراه مىشوند. يك سال آن را حلال و يك سال حرام مىكنند تا آنچه را كه خدا حرام كرده تكميل كنند، آنان يك سال محرّم را ماه حرام اعلام مىكردند و يك سال صفر را حرام و محرّم را حلال مىكردند.
اى مردم! شيطان از اينكه در بلاد شما پرستيده شود تا ابد مأيوس شده است و از شما به كارهاى (گناهان) كوچك راضى مىشود. اى مردم! هر كس كه امانتى نزد اوست آن را به صاحب امانت برگرداند، اى مردم! زنها در ميان شما اسيرند و مالك سود و زيان خود نيستند، آنها را به عنوان امانت الهى گرفتهايد و با سخنان خدا آنها را بر خود حلال كردهايد، شما را بر آنان حقى و آنها را بر شما حقى است و از جمله حقوق شما
[١] بر خلاف قبيله ربيعه كه رجب را به رمضان اطلاق مىكردند.