فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٠٠ - نوع دوم - حج واجب به سبب نذر يا عهد يا
اهمال كند و حجّ مورد نذر را انجام ندهد، قضاء آن حجّ بر او لازم نيست، بلكه بايد كفاره بدهد، و در سال بعد در صورت بقاء استطاعت حَجّة الإسلام را بجا آورد.
٢٢٩- هرگاه كسى نذر كند كه حجّ انجام دهد، ولى نذر خود را مقيّد به حَجّة الإسلام يا حجّ ديگر نكند- يعنى نذر او مطلق باشد- چنانچه مستطيع باشد يا مستطيع شود، اطلاق نذر حَجّة الإسلام را فرا مىگيرد، و حَجّة الإسلام او مجزى از حجّ مورد نذر مىباشد، زيرا ورود نذر و استطاعت بر حجّ واحد اشكال ندارد.
٢٣٠- كسى كه مثلًا فرزندش مريض است، اگر در حالى كه مستطيع نيست نذر كند كه حجّ بجا آورد، و آن را معلّق بر شفاء فرزندش نمايد- مثلًا نذر كند كه فرزندم شفاء يابد به شكرانه اين نعمت يك حجّ بجا مىآورم- چنانچه قبل از حصول شفاء فرزندش مستطيع شود، بايد ابتداء حَجّة الإسلام را انجام دهد؛ البته اگر قبل از حركت كاروان فرزندش شفاء يابد، بايد ابتداء حجّ مود نذر را انجام دهد.
٢٣١- هرگاه بر كسى هم حَجّة الإسلام و هم حجّ مود نذر در عرض هم- واجب باشد و نتواند هر دو را انجام دهد، بلكه فقط توان انجام يكى از آنها را داشته باشد، در اين صورت مخيّر است، و هر كدام را بخواهد مىتواند بجا آورد، و همچنين است اگر بعد از مرگ او تركهاش فقط براى انجام يكى از آن دو حجّ كافى باشد؛ ولى اگر تركهاش براى انجام هر دو حجّ كافى باشد، بايد براى انجام هر دو حجّ اجير بگيرند، و لو در يك سال.
٢٣٢- هرگاه به سبب نذر موسّع حجّ بر كسى واجب شود، جائز است قبل از انجام حجّ مورد نذر حجّ مستحبى بجا آورد.
٢٣٣- هرگاه به سبب نذر حجّ بر كسى واجب باشد چنانچه مقتضاى نذر او فوريّت وجوب آن حجّ نباشد، و در آن سال به سبب اجاره و مانند آن براى شخص ديگر حجّ بجا آورد، حجّى كه بجا آورده است صحيح مىباشد؛ ولى اگر مقتضاى نذر او فوريّت انجام حجّ باشد، انجام حجّى غير از حجّ مورد نذر در آن سال صحيح نيست.
٢٣٤- هرگاه كسى نذر كند كه يا خودش حجّ انجام دهد يا با مال خود شخصى را به حجّ بفرستد تا به نيابت از او حجّ بجا آورد، نذر او منعقد مىشود، و انجام يكى از آن دو