تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٣ - سوره الفجر(٨٩) آيات ١ تا ٩
روز ظاهر گردد مراد اسم جنس است كقوله وَ اللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ و تقييد شب بمضى بجهت آنست كه در تعاقب أقوى دلالت است بر كمال قدرت و وفور نعمت چه سير آن بر مقادير مرتبه و مجىء ضياء نزد تقضى آن أدل دلالتست بر آنكه فاعل آن مختص است بعز و جلال متعاليست از اشباه و امثال. قتاده و جبائى گفتهاند كه إِذا يَسْرِ بمعنى اذا جاء و أقبل است يعنى سوگند بشب كه بيايد و روى آورد در عقب روز، و گويند يسرى بمعنى يسرى فيه است يعنى شبى كه در او سير مىنمايند در اسفار، و نزد بعضى مراد ليل مخصوص است نه جميع ليالى از آن جمله مجاهد و عكرمه و كلبى بر آنند كه مراد ليله مزدلفه است و وجه اختصاص آن اجتماع مردمان است در آن بجهت طاعت و عبادت رحمن و آمدن حاج در آن از عرفه بمزدلفه و گذاردن نماز صبح در آن و از آنجا بمنى رفتن، و نزد بعضى ديگر شب قدر است و اصح آنست كه مراد جميع ليالى باشد آن گه بجهت تعظيم اقسام مذكوره ميفرمايد كه:
(٥)- هَلْ فِي ذلِكَ آيا هست در آنچه قسم ياد كرديم بآن از اشياء مذكوره قَسَمٌ مقسم به پسنديده لِذِي حِجْرٍ مر خداوند عقل را يا آيا هست در سوگند خوردن من باين امور سوگندى براى صاحب عقل. استفهام براى تقرير و تحقيق است يعنى اين اقسام مذكوره بجهت عظم آن يا اقسام حقتعالى بآن كافيست مر خداوندان عقول را كه تعقل كنند در آن، و بدانند كه آنها جهت آنكه مقسم بهاى حق سبحانهاند متضمن عجايب و دلائلاند بر قدرت او سبحانه و محتوى بر غرايب صنع و بدايع حكمت او و بجهت اين شايسته آن شدهاند كه حق سبحانه بآنها قسم ياد كرده و مقسم عليه را بآن مؤكد گردانيده، و تسميه عقل بحجر بجهت آنست كه حاجر عما لا ينبغى است و اينكه او را عقل و نهية و حصاة گويند بجهت آنست كه آن عاقل و ناهى است از تهافت و محصى و ضابط اشياء، و فراء گفته كه يقال انه لذو حجر اذا كان قاهر النفس ضابطا لها و مقسم عليها بعد از اين مذكور خواهد شد اعنى قوله إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ و اكثر بر آنند كه مقسم عليه محذوفست و تقدير اينكه ليعذبن يعنى سوگند باين امور مذكوره كه عذاب كرده شوند كافران معاند و مشركان جاحد كه آنها از اهل مكهاند هم چنان كه پيش از اين معذب گشتند و دال بر حذف جواب قسم است قوله:
(٦)- أَ لَمْ تَرَ خطاب با پيغمبر است و غرض تنبيه و تهديد كفار قريش يعنى آيا نديدى و ندانستى اى محمّد مراد آنست كه البته معلوم تو شده كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ كه چه كرد پروردگار تو بِعادٍ باولاد عاد بن عوص بن آدم بن سام بن نوح عليه السّلام كه قوم هود عليه السّلام بودند و تسميه ايشان باسم پدر است هم چنان كه تسميه بنو هاشم بهاشم.