تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٤ - سوره الإنسان(٧٦) آيات ١ تا ٩
بر اين حالت بود پس بحرارت آفتاب خشك گشت و صلصال شد و بعد از چهل سال ديگر روح در او دميده شد و آنچه عطا از ابن عباس نقلكرده كه خلق آدم بعد مائة و عشرين سنه مؤيد اين است و در اينمدت هيچكس از ملائكه و جن او را بانسانيت ياد نميكردند و نميدانستند كه نام او چيست و فايده خلقت او چه خواهد بود و اينمعنى معلوم نداشتند كه استاد قدرت آئينهاى ميسازد كه مظهر اشعه مفاتيح غيب باشد و در اقصاى مراتب ظهور بود و مرتبه خلافت كبرى را شايد و عين مقصودات و منتهاى غايات باشد و خفايا بوجود او آشكار شود، و عياشى باسناد خود از عبد اللَّه ابن بكير نقلكرده كه زراره گفت كه از ابو جعفر صلوات اللَّه عليه پرسيدم كه لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً بچه معنى است فرمود كه
كان شيئا و لم يكن مذكورا
و از سعيد حداد روايت كردهاند كه آن حضرت فرمود كه
كان مذكورا فى العلم و لم يكن مذكورا فى الخلق
و عبد الاعلى مولى آل سام از ابو عبد اللَّه عليه السّلام نيز بهمين طريقه روايت كرده، و از حمران بن اعين مرويست كه ابو عبد اللَّه عليه السّلام فرمود
كان شيئا مقدورا و لم يكن مكونا
و در اين دلالتست بر آنكه معدوم معلوم است اگر چه مذكور نباشد و اشعار بر جواز اطلاق لفظ شيء بر معدوم و در خبر آمده كه اين آيه را نزد عمر خواندند گفت ليتها تمت يعنى كاشكى آدم بر اينحال بماندى و مخلوق نگشتى و مكلف نشدى و اولادى نياوردى تا بدام ابتلاء و امتحان گرفتار نشدى، و در تفسير اهل البيت مذكور است كه مراد بانسان على بن ابى طالب عليه السّلام است و استفهام در معنى نفى يعنى هيچ زمانى بر اين انسان نگذشت كه او در آن زمان مذكور نبود بلكه هميشه مذكور و معروف بود و چگونه چنين نباشد آن كس كه نامش با نام خدا و رسول بر ساق عرش و بر درهاى بهشت و سرادقات عرش نوشته بودند پيش از خلق عالم چنان كه در كتاب مناقب خوارزمى مذكور است كه جابر بن عبد اللَّه انصارى از حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه
مكتوب على باب الجنة لا اله الا اللَّه محمّد رسول اللَّه على ابن ابى طالب أخو رسول اللَّه قبل ان يخلق السموات و الارض بالفى عام
و سلمان فارسى نقلكرده كه
سمعت حبيبى المصطفى محمّدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم يقول كنت أنا و علي نورا بين يدى اللَّه عز و جل مطيفا يسبح اللَّه ذلك النور و يقدسه قبل أن يخلق آدم باربعة عشر الف عام، فلما خلق اللَّه آدم ركب ذلك النور فى صلبه فلم يزل فى شيء واحد حتى افترقنا فى صلب عبد المطلب فجزء أنا و جزء علي
و نيز در آن كتاب مذكور است كه حسين بن علي عليهما السّلام از پدر بزرگوار خود نقل فرموده كه
قال رسول اللَّه كنت أنا و على نورا بين يدى اللَّه من قبل ان يخلق آدم باربعة عشر ألف سنة فلما خلق اللَّه آدم سلك ذلك النور فى صلبه و لم يزل ينقله من صلب الى صلب حتى أقره صلب عبد المطلب ثم أخرجه من صلب عبد المطلب فقسمه قسمين قسما أقره فى صلب عبد اللَّه و قسما في صلب أبى-