فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٤٦
اين روايت دلالت بر نجاست آب ندارد و شايد براى بيان كراهت باشد. ناگفته نماند وقتى غلام، آب دلو را كه در آن موش بوده مىريزد، عادتاً دستش به آب آن اصابت مىكند؛ چون آب درون دلو به اطراف آن رسيده و غلام بدون تطهير دست، آخرين دلو آب را كه در آن موش نبود به حضرت داد؛ آنها آب ديگر در اختيار نداشتند تا غلام بخواهد دستش را تطهير كند.
بخش دوم: سرايت نكردن نجاست از متنجّس به جامد
اگر چيزى در اثر تماس با نجاست، متنجّس شد و چيزى كه داراى رطوبت مسرى است با آن ملاقات كرد، آيا شىء دوم نجس مىشود؟ به عبارت ديگر آيا نجاست از متنجّس به چيز ديگر سرايت مىكند؟
گفتار اول: ديدگاه فقها
مشهور، قائل به سرايت نجاست از متنجّس به اشياى ديگر است. ابن ادريس و سيد صدرالدين و محدّث كاشانى با قول مشهور مخالفت كردهاند. همچنين اين قول به سيد مرتضى نيز نسبت داده شده است، محقق خوانسارى هم در آن ، تأمل كرده است.
از ميان معاصران كه با ديدگاه مشهور مخالفت كردهاند مىتوان از آخوند خراسانى، آقارضا همدانى، شيخ مهدى خالصى، نام برد. از شيخ الشريعه نيز اين ديدگاه نقل شده است.
شايد قائلان به عدم سرايت ، در ميان فقهاى هر عصر فراوان باشند، اما ما به اقوال آنها دست نيافتيم.
گفتار دوم: ادله سرايت نكردن نجاست از متنجّس
قبل از بيان دلايل، گفتنى است كه نبودن دليل بر سرايت كافى است؛ زيرا