فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٣ - بررسى ماهيت مرگ مغزى و آثار فقهى و حقوقى آن رضا محمدى كرجى
در مورد سؤال فى نفسه قطع دستگاه جايز نيست، ولى اگر تزاحم با اهم پيش بيايد همانطور كه در سؤال فرض كردهايد، اهم مقدم مىشود» (٢١).
واضح است كه نظر ايشان، عدم جواز قطع دستگاهها و داروها از شخص دچار مرگ مغزى است و در نتيجه، به طريق اولى قطع اعضاى رييسه او مانند قلب و كبد نيز حرام خواهد بود اما اينكه فرمود در صورت تزاحم، اهم مقدم مىشود، منظور از اين تزاحم، تزاحم بر سر استفاده از دستگاه است (همانطور كه در سؤال تصريح شده است)، نه استفاده از اعضاى يكى براى نجات جان ديگرى؛ يعنى وقتى يك دستگاه بيشتر وجود نداشته باشد و دو نفر همزمان به آن دستگاه احتياج داشته باشند كه درصد بهبودى يكى از آنها بسيار ضعيف و نزديك به صفر باشد، در اين صورت نفر ديگر در استفاده از دستگاه مقدم مىشود، اما اين به آن معنا نيست كه اگر يكى از آن دو نفر نيازمند عضوى مانند قلب باشد، مىتوان قلب نفر ديگر را كه دچار مرگ مغزى شده، از او جدا كرد و به نفر اول پيوند زد.
در مورد استفتاى حضرت امام خمينى «قدّس سرّه» نيز، اينجانب پس از جستجو در كتب و عدم دستيابى به سند معتبرى در اين زمينه، با مراجعه به مركز نشر آثار امام و جستجو در بيش از چهارده هزار استفتاى ايشان چيزى نيافتم. بر فرض كه چنين
(٢١) «إذا نجح الطبيب في اعادة النبض للقلب المتوقف عن الحركة ولكن تبين بطرق التشخيص انّ المخّ قد مات، فتكون حياة المريض كحياة النبات فلا تبقى هذه الحياة الاّ تحت جهاز التنفس الصناعى والادوية والمغذيات، بحيث لو فصل عنها الجسد لحظة لتوقف قلبه عن النبض إيضاً ومات كالمخ، فهل يجوز هنا ايقاف جهاز التنفس عنه؟ وإذا اضطرّ لذلك بحيث كان عنده مريض آخر يتوقع شفاؤه وهو محتاج جداً لذلك الجهاز بحيث إذا لم يعط الجهاز يموت فهل يجوز نقله من المريض السابق لهذا أم لا؟
الخوئي : في مورد السؤال لا يجوز الايقاف في حد نفسه، ولكن إذا زاحم الأهم كما فرضتم قدم الأهم .
التبريزى : إذا أحرز ما ذكرتم في الفرض فلا يجب الاستمرار على وضع الجهاز. (صراط النجاة، دفتر نشر برگزيده، قم، چاپ اول، ١٤١٦ هـ . ق، ج ١، ص٣٤٩، سؤال ٩٦١).