فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣١ - طلاق معلق و سوگند بر طلاق جعفر سبحانى
{ و اخذن منكم ميثاقاً غليظاً } ؛(٩) در حالى كه شما با يكديگر تماس و آميزش كامل داشتهايد و آنها(زنان) پيمان محكمى از شما گرفتهاند» و در سوره روم نيز فرموده است: {و من آياته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجاً لتسكنوا إليها و جعل بينكم مودة ورحمة } (١٠) ؛ و از نشانههاى او اين كه همسرانى از جنس خود شما براى شما آفريد تا در كنار آنها آرامش يابيد و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد». بنابراين، هيچگاه نبايد اين پيمان عصمت و مودت و رحمت را پاره كنيم و اين عهد و پيمان را از بين ببريم مگر آن كه علم قطعى پيدا كنيم كه شرع اين پيمان را منحل و اين ازدواج را پس از ابرام و اثبات، نقض كرده است. (١١)
اما دليل دوم، يعنى تمسك به استصحاب و بقاى عقد، به منزله مكمل دليل اول است. بنابراين، هرگاه در بقاى عقد و نقض آن شك كنيم، استصحاب حاكم است مگر آن كه دليلى بر نقض حالت سابق وجود داشته باشد.
دليل سوم: طلاق معلق، خارج از اقسام طلاق منصوص: خداوند مىفرمايد: {الطلاق مرتان فامساك بمعروف أو تسريح باحسان } (١٢) ؛ طلاق دو مرتبه است، پس از آن يا بايد به طور شايسته همسر خود را نگاهدارى كند(و آشتى كند) يا با نيكى او را رها سازد (و از او جدا شود)». اين آيه دلالت مىكند كه طلاق دهنده يا بايد به طور شايسته همسر خود را نگاهدارى كند (امساك به معروف) و يا با نيكى او را رها سازد و از او جدا شود تا عدهاش پايان يابد، در حالى كه طلاق مشروط از اين دو قسم خارج است. بنابراين، اگر مرد در آغاز سال به همسرش بگويد: «تو در پايان
(٩) آيه ٢١.
(١٠) آيه ٢١.
(١١) الفقه على المذاهب الخمسه، ص ٤١٤.
(١٢) سوره بقره، آيه ٢٢٩.