فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٧ - طلاق معلق و سوگند بر طلاق جعفر سبحانى
طلاق از جهتى بر دو قسم است: طلاق منجز و طلاق معلق. طلاق منجز، طلاقى است كه در صيغه آن تعليق وجود ندارد، برخلاف طلاق معلق كه در مضمون صيغه آن، تحقق امر ديگرى وجود دارد؛ چه آن امر ديگر، عمل طلاق دهنده و چه عمل طلاق داده شده و يا شخص ديگرى باشد.
آيا تنجيز در طلاق شرط است يا اينكه طلاق با تعليق نيز صحيح است ؛ يعنى اگر طلاق دهنده بگويد: «انت طالق ان طلعت الشمس ؛ اگر خورشيد طلوع كند تو مطلقه هستى» يا «انت طالق ان قدم الحاج؛ اگر حاجيان بيايند تو مطلقه هستى»، چنين طلاقى صحيح است؟
پاسخ اين است كه طلاق معلق دو قسم است:
١- طلاقى كه به شكل سوگند معلق نشده است؛ مانند دو مثال قبلى و مثل اين كه مردى به همسرش بگويد: «هرگاه اول ماه رسيد، تو مطلقه هستى» يا «اگر هزار دينار بدهى تو مطلقه هستى».
٢- طلاقى كه به شكل سوگند معلق شده است و مقصود از اين طلاق، ترغيب يا ممانعت از انجام كارى است، مثل اينكه طلاق دهنده بگويد: «اگر با فلانى سخن بگويى، مطلقه هستى» يا «اگر به خانه دشمن من بروى ، مطلقه هستى» . گاهى مقصود از اين گونه عبارات آن است كه مخاطب را وادار كند به سخن گوينده اطمينان كند؛ مثل اين كه هنگام بازرسى از وسايلش به بازرس بگويد: «در كيف من چيز ممنوعى نيست و اگر بود، زن من مطلقه باشد».
قسم اول: تعليق بدون سوگند
يكى از ديدگاههاى خاص شيعه در باب طلاق، بطلان طلاق معلق است.
سيد مرتضى مىفرمايد:
يكى از ديدگاههاى خاص شيعه در باب طلاق اين است كه طلاق مشروط،