فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٧ - بررسى ماهيت مرگ مغزى و آثار فقهى و حقوقى آن رضا محمدى كرجى
مفهوم حيات
مفهوم «حيات» در تعبيرات بعضى از فقها به دو نوع تقسيم شده است: حيات مستقر و حيات غير مستقر.
منظور از حيات مستقر، حياتى است كه ثبات و دوام دارد، برخلاف حيات غير مستقر كه تعريفها و ملاكهاى مختلفى براى آن ذكر شده است و به بررسى آنها خواهيم پرداخت.
بنابراين، زندگى حيوان و انسان از سه حال خارج نيست يا حيات مستقر دارد و زنده است، يا حيات غير مستقر دارد و يا مرده است. تمام بحثها و بررسى ها در مورد صورت دوم (حيات غير مستقر) است كه اگر ملحق به زنده شود، احكام زنده بر آن بار خواهد شد و اگر ملحق به مرده شود، احكام مرده را خواهد داشت. در اين مورد بعضى از فقها حيات غير مستقر را ملحق به مرگ كردهاند و بعضى ديگر آن را ملحق به زنده دانسته و آثارش را بر آن حمل مىكنند.
ابتدا بايد ماهيت حيات غير مستقر و سپس مرگ را بررسى كنيم و ببينيم چه ملاكهايى براى تشخيص آنها وجود دارد، سپس دو ديدگاه مذكور و نظرات علما را در اين زمينه، واكاوى خواهيم كرد.
تعيين ملاك حيات غير مستقر
در علم پزشكى، ملاكهايى براى تعيين حيات يا مرگ وجود دارد كه به اندازه كافى در مقالات و كتب مربوطه ذكر شده است و نياز به تكرار آنها نيست؛ زيرا در مفروض ما (چنان كه در همين مقاله به اثبات خواهد رسيد)، ملاكهايى كه پزشكان براى تشخيص حيات و مرگ ارايه مىدهند، از نظر فقهى معتبر نيست ؛زيرا تشخيص به عهده آنها نيست. بنابراين، ناگزير بايد ببينيم در فقه چه ملاكهايى براى اين امر مطرح شده است؟
فقها ملاكهاى مختلفى را براى تشخيص حيات مستقر از غير مستقر در مورد