فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٠ - بررسى ماهيت مرگ مغزى و آثار فقهى و حقوقى آن رضا محمدى كرجى
بنابراين، ايشان حيات غير مستقر از نوع اول را در مورد ارث جنين به حيات مستقر ملحق كرده است. ايشان در (٨٠) بحث تذكيه حيوان مىفرمايد: «اشتراط استقرار حيات جزو مذهب نيست»، ولى در همين بحث در شرح لمعه (٨١) خلاف اين كلام را دارد.
٣ـ حيات غير مستقر در مريض مشرف به موت
مرحوم فاضل هندى (٨٢) در قتل مريض مشرف به موت معتقد است كه حتى اگر حيات او غير مستقر باشد، باز قتل صدق مىكند، چنانكه سابقاً اشاره شد، ايشان در مورد فردى كه دو جنايت بر او انجام شده باشد و اولى حيات او را غير مستقر كرده و دومى تير خلاص زده باشد، اولى را قاتل محسوب مىكند و فعل دومى را كه جنايت بر غير مستقر الحيات انجام داده، قتل محسوب نمىكند (به دليل اقوى بودن سبب) (٨٣).
بررسى ديدگاهها در مفهوم حيات غير مستقر
چنانكه روشن شد، انسان نسبت به زندگى از سه حالت خارج نيست؛ يا حيات مستقر دارد و يا حيات غيرمستقر و يا مرده است كه حكم اولى و سومى كاملاً واضح است و تمام بحثها و بررسىها در مورد دومى (حيات غيرمستقر) است كه آيا ملحق به زنده است و احكام زنده را دارد و يا ملحق به مرده است و احكام مرده بر آن بار مىشود؟
همان طور كه ذكر شد، اغلب فقهايى كه مفهوم حيات غيرمستقر را ذكر
(٨٠) دروس الشرعيه، ج٢ ،ص٤١٥.
(٨١) ج٧ ،ص٢٢٦.
(٨٢) كشف اللثام، ج٢ ،ص٤٤٥.
(٨٣) و نيز شهيد در مسالك الأفهام، ج١٥، ص٤٨٧، همين مطلب را دارد.