فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٤٧
حجّتى نيست مگر بعد از بيان و اصل طهارت و استصحاب طهارت، مقتضى سرايت نكردن است.
دليل اول: لازمه تنجيس متنجس، نجاست همه مسلمانان و اشيائشان لازمه تنجيس متنجّس، نجاست همه مسلمانان و نجاست همه چيزهايى است كه در اختيار آنان است مگر در موارد نادر. (٤٢) در اين صورت، امتثال تكليف به دور از نجاست، امرى دشوار و حرجى خواهد شد و اين با شريعت سمحه و سهله تنافى دارد و موجب اختلال نظام مىشود و امتثال تكاليفى كه نجس و پاكى بايد در آنها رعايت شود، متعذر خواهد بود.
براى توضيح ، شواهدى را كه سبب علم به نجاست عمومى مىشود بر مىشمريم:
ـ مسلمانان عمده احتياجاتشان از قبيل البسه و اطعمه و اشربه و لوازم درمان و ابزار صناعات و...را از طريق كفار تأمين مىكنند. هيچ شب و روزى بر ما نمىگذرد مگر اينكه همه ما ناچار به خوردن و پوشيدن و استفاده از اشيايى كه از خارج تأمين مىشوند، هستيم و نيز با كسانى معاشرت داريم كه با اين امور سر و كار دارند و...، به گونهاى كه به آلودگيمان به نجاست قطع داريم. (٤٣)
ـ پيروان اديان گوناگون، در شهرهاى بزرگ با هم حشر و نشر دارند و با هم در يك مجلس جمع مىشوند و در مهمانى همديگر شركت مىكنند و نوشيدنى مىخورند. مسلمانان در هتلها و رستورانهاى غير مسلمانان حاضر مىشوند ـ اذن عام در حضور در اين اماكن داريم ـ با اين حساب، قطع به نجاست همگان داريم.
(٤٢) براى روشن شدن اين ادعاى نويسنده بايد عصر او را در نظر گرفت كه آب كر و جارى مثل امروز در خانه ها نبود و كف اتاقها و حياط و كوچه ها مثل امروز سراميك و موزائيك و آسفالت نداشتند و شيلنگ آب متصل به آب لوله براى تطهير وجود نداشت.
(٤٣) در اينجا نيز بايد به عصر مؤلف توجه داشته باشيم كه صنعت بسته بندى و دستگاه هاى مجهز مانند امروز نبود.