فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩١ - بررسى ماهيت مرگ مغزى و آثار فقهى و حقوقى آن رضا محمدى كرجى
را براى مرگ بيان مىكند كه عبارتاند از: «شل شدن پاها، جداشدن كفين، كشيدگى پوست صورت، افتادگى گيجگاه، از بين رفتن نور از سفيدى و سياهى چشم، قطع تنفس و از بين رفتن نبض».
در روايات نيز علامتهايى را براى تشخيص مرگ ذكر كردهاند كه عبارتاند از: تغيير بدن و بوى تعفن آن (٤٣) ، بالا آمدن چشم (٤٤) ، دوخته شدن لبها (٤٥)، و گشاد شدن سوراخ بينى. (٤٦)
بررسى علامت هاى مرگ
با توجه به علامتهاى متفاوتى كه در روايات و زبان فقها ذكر شده است و غالباً هم علامت هميشگى مرگ نيستند، مىتوان نتيجه گرفت كه همه اين موارد، علامتهاى غالبى مرگ هستند و ملاك اصلى، همان علم به مرگ است، همان طور كه امام صادق(ع) در روايتى به صورت صريح ملاك بودن «علم به مرگ» را اينگونه بيان مىفرمايند: «غريق را بايد نگهداريد تا تغيير كند و يقين كنيد كه مرده است سپس او را غسل و كفن كنيد». (٤٧)
مرحوم صاحب جواهر و بعضى ديگر نيز همين ملاك را قبول مىكنند و باقى ملاكها را ملاك غالبى مىدانند (٤٨).
بعد از بيان ملاكهاى حيات غير مستقر و مرگ بايد ديد كه حيات غيرمستقر
(٤٣) الاحتجاج، ج٢، ص٩٧.
(٤٤) كافى، ج١٣٥، ح١٦.
(٤٥) همان.
(٤٦) همان.
(٤٧) وسائل الشيعه، ج٢، ب٤٨ از ابواب احتضار، ح٤.
(٤٨) جواهر الكلام، ج٤،ص٢٥ ،الفقه و مسائل طبيّه، ص١٥١، معتبر، تذكره.