فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٢ - بررسى ماهيت مرگ مغزى و آثار فقهى و حقوقى آن رضا محمدى كرجى
تنها دو نفر از فقهاى فعلى قايل به جواز هستند كه عبارتاند از: آيات عظام مكارم شيرازى «دام ظلّه» (١٨) و موسوى اردبيلى «دام ظلّه» (١٩) كه جواز را مشروط به شرايطى مىدانند؛ از جمله اين كه اولاً، مرگ مغزى قطعى و غير قابل برگشت باشد و ثانياً، نجات جان مسلمان ديگرى منحصر به پيوند اين عضو باشد. بنابراين، طبق نظر اين دو بزرگوار نيز، تا شرايط مذكور احراز نشود، قطع اعضا جايز نيست. البته، آية الله نورى همدانى نيز در يك استفتا، قطع اعضا را با اذن قبلى و وصيت صاحب عضو جايز شمردهاند و در جاى ديگر مىفرمايند چنين شخصى مرده محسوب نمىشود.
بعضى نقل مىكنند كه حضرت امام خمينى«قدّس سرّه» و آيت اللّه خويى«ره» (٢٠) قايل به جواز بودهاند در حالى كه پاسخ آيت اللّه خويى«ره» به يك استفتا خلاف اين را مىرساند. متن استفتا به اين شرح است:
«سؤال: اگر طبيب در اعاده نبض قلبى كه از حركت ايستاده است موفق شود ولى معلوم شود كه مرگ مغزى صورت گرفته و حيات او مانند حيات نبات است و فقط با دستگاه تنفس مصنوعى و داروها ادامه دارد، به طورى كه اگر دستگاهها و داروها لحظهاى قطع شوند، قلب نيز مانند مغز از كار مىافتد، آيا مىتوان دستگاه تنفس را از او جدا كرد؟ اگر براى جدا كردن دستگاه، اضطرار پيش بيايد مثلاً مريض ديگرى وجود داشته باشد كه انتظار بهبودى او مىرود و شديداً محتاج به اين دستگاه است و اگر اين دستگاه به او وصل نشود مىميرد، آيا مىتوان در اين صورت دستگاه را از مريض اول جدا و به اين مريض وصل كرد؟
آيت الله خويى«ره» :
(١٨) مجموعه استفتائات جديد، ص٤٨٤ ، س١٥٧٧.
(١٩) گنجينه استفتائات قضايى.
(٢٠) مرگ مغزى و پيوند اعضا، ص ١٩٠.