فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٥ - طلاق معلق و سوگند بر طلاق جعفر سبحانى
علامه هم در قواعد فرموده است:
سوگند، عبارت است از ذكر نام اللّه يا يكى از صفات او براى اثبات و تأكيد آنچه احتمال خلافش مىرود. (٣٠)
از ديگر فقها هم سخنانى وجود دارد كه كفاره حنث قسم، به صورتى اختصاص دارد كه قسم، با ذكر نام اللّه يا صفات او انجام شده باشد نه با ذكر غير نام خدا وصفات او، هر چند سوگند به كعبه يا قرآن و پيامبر(ص) باشد. براين اساس، مطابق اصول ما، سخن از كفاره در اين بحث، بيشتر شبيه سالبه به انتفاء موضوع است؛ زيرا اساساً سوگند، با ذكر غير نام خدا و صفات او منعقد نمىشود.
آرى، به اعتقاد فقهاى مالكى، مسلمانان شش نوع سوگند دارند: سوگند به خداوند، طلاق قطعى همه همسران، آزاد كردن تمامى بندگان و كنيزان، صدقه دادن يك سوم مال، پياده رفتن به حج، روزه يك سال. قريب به اين مضمون از فقهاى حنبلى هم نقل شده است. (٣١) ابن تيميه هم اين نظريه را قبول كرده و در باره سوگند طلاق گفته است:
اين نيز يكى از سوگندهاى مسلمانان است و احكام سوگندهاى مسلمانان را دارد، يعنى در صورتى كه شكسته شود، كفاره دارد مگر آن كه بخواهد صيغه طلاق را اجرا كند كه در اين صورت كفاره ندارد. (٣٢)
ولى از كجا ثابت شد كه اين ، يكى از سوگندهاى مسلمانان بوده و طلاق هم مانند لفظ جلاله از قداست برخوردار است ؟
(٣٠) قواعد الأحكام، ج ٣، ص ٢٦٦.
(٣١) الموسوعة الفقهية، ج ١٧، ص ٢٥١.
(٣٢) الفتاوى الكبرى ، ج ٣، ص ١٢ و ١٣.