فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٩ - بررسى ماهيت مرگ مغزى و آثار فقهى و حقوقى آن رضا محمدى كرجى
براى هيچ يك از ملاكها دليلى ذكر نشده است و هيچ ملازمهاى بين اين موارد و ثبوت حيات غير مستقر نيست، به همين سبب، صاحب كشف اللثام مىگويد: «هيچ مستندى براى اين موارد پيدا نكرديم» (٣٤). به همين علت است كه مرحوم مجلسى در بحار الانوار مىفرمايد:
«على الظاهر اين (اشتراط استقرار حيات در تذكيه) از اهل سنت گرفته شده است و در اخبار هيچ اثرى از آن نيست». (٣٥)
ج) ملاك حيات غير مستقر در انسان
١ـ نطق و حركت و ادراك اختيارى نداشته باشد (٣٦).
اگر نداشتن نطق و حركت و ادراك ملاك باشد، بايد بگوييم كسى كه در حالت اغما است نيز، حيات غير مستقر دارد، در حالى كه چنين نيست.
٢- ضربهاى بزند كه يقيناً شخص بعد از يكى دو لحظه بميرد، اينجا مىگويند او را كشته است (٣٧) .
خود مرحوم نراقى به اين تعريف اشكال مىكند كه اين يك نوع مجاز است و منظور اين است كه او را در شرف مرگ قرار داده است و قطعاً خواهد مرد نه اينكه واقعاً او را كشته است. (٣٨)
٣ـ حياتى است كه از استقرار خود متزلزل شده و شروع به از بين رفتن كرده است اگر چه مقدار كمى از آن باقىمانده باشد (٣٩).
(٣٤) كشف اللثام، ج٢، ص٢٥٩.
(٣٥) كشف اللثام، ج٢، ص٢٥٩.
(٣٦) جواهر الكلام، ج٤٢، ص٥٨.
(٣٧) مستندالشيعه، مرحوم نراقى، ج١٥، ص٣٥٠.
(٣٨) همان.
(٣٩) همان.