فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٨ - بررسى ماهيت مرگ مغزى و آثار فقهى و حقوقى آن رضا محمدى كرجى
مىشود كه كدام عرف مسئول تشخيص مرگ است، عرف عام يا عرف خاص و كارشناس؟
شايد منظور آيت الله نورى همدانى در پاسخ به اين سؤال نيز همين مطلب باشد:
«آيا نداشتن امواج مغزى دال بر مرگ است يا نداشتن امواج قلبى؟
ج : فقيه وظيفه دارد كه احكام شرع مقدس اسلام را از قرآن مجيد و احاديث اهل بيت عليهم السلام استنباط كند، اما تشخيص موضوع به عهده فقيه نيست و تشخيص آن اغلب با نظر اهل عرف و گاهى با نظر متخصص است».
ايشان در ادامه پاسخ به اين سؤال مىفرمايند:
«در موارد مذكور در فوق نيز، نظر عرف و نظر متخصص امثال جناب عالى(سائل) ملاك و ميزان است».
اين بيان ايشان دلالت دارد كه تشخيص مسأله مرگ و حيات به عهده عرف خاص است. با اين حال ايشان نظر خود را در مورد مرگ بدين شرح اعلام مىفرمايند:
«به نظر مىرسد تا خون در رگهاى بدن جريان دارد و نبض مىزند شخص نمرده است ...». (٩٢)
همچنين بعضى ديگر مىگويند گاه عرف ساكت است و تابع عرف خاص است و در مسأله موت و حيات عرف، خودش نظر خاص ندارد (٩٣) ولى به نظر مىرسد تشخيص مفهوم مرگ به عهده عرف عام است و تطبيق آن بر موارد به عهده عرف خاص و كارشناس مىباشد (٩٤).
(٩٢) هزار و يك مسأله فقهى، ص٢٨٤، س٨٩٠.
(٩٣) مجموعه مقالات دومين همايش...، ص٢٦٤.
(٩٤) ر. ك: فقه و عرف، ص٣٧٤ ـ ٣٨٣ و ٦٨ ـ ٧٢.