فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٦ - طلاق معلق و سوگند بر طلاق جعفر سبحانى
شگفت اينكه حجاج بن يوسف ثقفى، چيزى به نام سوگندهاى بيعت را اختراع كرده و به مردم دستور مىداد هنگام بيعت با عبدالملك مروان، بر طلاق و آزاد كردن برده و سوگند به لفظ اللّه و صدقه مال، سوگند ياد كنند و اين سوگندهاى چهارگانه، سوگندهاى بيعت ناميده مىشد كه از بدعتهاى حجاج است. سپس ديگر اميران و خلفا و پادشاهان، مطابق عادات گوناگون خود، سوگندهاى مختلفى اختراع كردند. (٣٣) با اين حال، به غير از ابن تيميه كه پيشتر سخنش را نقل كرديم، ميان اهل سنت، اختلافى در اين مطلب وجود ندارد كه شكستن سوگند به غير نام خدا، كفاره ندارد، مگر آنچه ، از اكثر فقهاى حنبلى نقل شده كه شكستن سوگندى كه به نام رسول خدا(ص) ياد شده، كفاره دارد؛ زيرا رسول خدا(ص) يكى از اجزاى شهادتين است كه كافر با آنها، مسلمان مىشود.
شايان ذكر است كه شكستن سوگند در اين بحث، در جايى است كه سوگند بر فعل باشد؛ به اين معنا كه همسرش را در آينده و هنگام تحقق شرط، طلاق دهد كه در اين صورت، چنانچه شرط تحقق يابد و طلاق ندهد، سوگند خود را شكسته است. اما اگر سوگند، بر نتيجه باشد، به اين معنا كه در صورت تحقق شرط با همين صيغه ، همسرش مطلّقه يا مالش باشد و نيازى به صيغه ديگرى نباشد، در اين صورت، شكستن سوگند معنا ندارد؛ زيرا همسرش مطلقه است، چه سوگند ياد كننده بخواهد و چه نخواهد.
(٣٣) الموسوعة الفقهيه، ج٧، ص٢٥٠.